دسته‌ها
آموزش مغالطه آنتی شایعه مذهبی

جنبش «به جای»، به جای «هم»! برای تبلیغ ضد دین!

مغاله دوراهی کاذب و فریب دینی مردم

به بهونه‌ی ماه رمضون، می‌خوام از یه موضوع حرف بزنم که خیلی ساله رواج داره و همیشه هم اثر گذار بوده! (البته منفی!)

احتمالاً با متن‌های احساسی شبیه متن زیر مواجه شدید: (خلاصه شده)

«رفتم میوه‌فروشی. یه نفر اومد که نمی‌دونست قیمت زردآلو چقدره؛ برای همین زیاد برداشت. بعد که خواست حساب کنه دید پول نداره و ضایع شد. بقیه هم مسخره‌ش کردن. از هر کی می‌پرسی چرا روزه می‌گیری، همون جواب نخ نما رو می‌ده: برای همدردی با ضعفا و گرسنه‌ها! آخه گرسنگی کشیدن من و تو کدوم گرسنه رو سیر می‌کنه؟!!! دروغ نگفتن و فرو نبردن دود، گرد و خاک غلیظ به حلق، کدام بچه‌ی یتیم رو لباس می‌پوشونه؟؟ کی گفته روزه خوری حرامه؛ ولی مال یتیم خوری حلاله و تشویق می‌خواد؟ کاش امسال ماه رمضان، مردم کشورم به جاى مؤمن‌تر شدن «مهربان‌تر» شوند و بیش‌تر به نیازمندان کمک کنند…»

خب، متن تأثیرگذار و احساسیه و شاید تو نگاه اول نفهمید چرا من با این متن مشکل دارم. خیلی خلاصه بگم می‌شه این:

مشکل اصلی، نتیجه‌گیری آخرشه! می‌گه به جای مؤمن شدن مهربون بشیم!! چرا می‌گه «به جای»؟!

اول: کی گفته روزه گرفتن برای همدردی با گرسنه‌هاس؟! من شخصاً تو عمرم از زبون هیچ سخنران و منبری و گوینده‌ای این جمله رو نشنیدم تا حالا. البته ممکنه کسی گفته باشه، می‌شه گفت یکی از دلایل روزه هم همینه؛ اما کی گفته تنها دلیلش همینه؟! روزه گرفتن، اعلام بندگی خدا است. روزه یعنی پا روی نفست بذاری و تقویت اراده پیدا کنی. یک ماه به بعضی از مثبت‌ها نه می‌گی تا یاد بگیری تو ۱۱ ماه دیگه به منفی‌ها، نه بگی.

دوم: چرا نویسنده وانمود کرده جملات پایانی متن، با هم تناقض دارن؟! تو هم روزه بگیر، هم به گرسنه‌ها کمک کن؛ هم دود به حلقت نبر، هم برای یتیم‌ها لباس بخر؛ نه روزه خوری کن، نه مال یتیم رو بخور… آخه این حرفا رو کی گفته؟ کجا دیدین بگن مال یتیم خوری حلال است و تشویق می‌خواهد؟! بعد مگه مؤمن بودن با مهربان بودن در تعارضه؟! که نوشته به جای مؤمن بودن مهربان باشیم!!!

ما با یک جنبش چست و چابکی طرفیم! فرض کنید شما مسلمون نیستید و می‌خواید به مرور، ذهن مردم رو (جوری که خودشون نفهمن) راجع به روزه بدبین کنید، ولی مستقیماً هم با واکنش تندی از اونا مواجه نشید. دقیقاً همچین متنی می‌نویسید! من به شما قول می‌دم نویسنده‌ی این متن، قصدش زدن خود روزه بوده، نه این‌که به ما حال فقرا رو یادآوری کنه!

راهش همینه. باید راست و دروغ رو قاطی کرد تا مخاطب با دیدن حرف راست، تحت تأثیر قرار بگیره و کل متن رو بپذیره. این آدم اگه واقعاً دلسوز بود، می‌تونست بگه حالا که روزه می‌گیرید، به فقرا هم کمک کنید. نه این‌که بگه روزه به چه درد می‌خوره و با روزه، شکم گرسنه‌ها سیر نمی‌شه!

تو منطق به این می‌گن «مغالطه دوراهی کاذب». یعنی جوری وانمود می‌کنه که یا اینه، یا اون و راه سومی نیست! یا باید روزه گرفت، یا به گرسنه‌ها کمک کرد!!! کی گفته؟! اتفاقاً هم می‌شه روزه بود و هم به فقرا کمک کرد.

اصلاً شوخیه! از نظر اون، روزه‌دار الکی به خودش زحمت می‌ده؛ حال ضعفا رو هم نه درک می‌کنه، نه بهشون کمک می‌کنه! لابد این وسط «روزه‌خوار»ها هستن که هم حال فقیرا رو درک می‌کنن و هم کمک…!!

با این‌که واقعاً تو ماه رمضون، کمک به فقرا بیش‌تر می‌شه؛ اما وقتی چندین متن مشابه این، در مورد روزه یا چیزای دیگه منتشر بشه، چند سال دیگه مردم تا اسم روزه‌دار می‌شنون، فوری تصور یه آدم بی‌احساس فقیر نشناس به ذهنشون می‌آد که روزه می‌گیره؛ اما کاری به فقرا نداره. بنابراین بعدها از خود روزه متنفر می‌شن!!

فقط هم روزه نیست، در مورد خیلی چیزای دیگه این مغالطه رو انجام می‌دن؛ مثلاً همین امشب (شب قدر) این متن به دستم رسید:

بیایید امشب گریه و زاری نکنیم، الهی العفو نگوییم،
بیایید از امشب با خدا عهد ببندیم کسی را قضاوت نکنیم و مال کسی را نخوریم و مهربان باشیم و انسان!

خب پدرآمرزیده! این چه جور توصیه کردنه؟! بگو «بیایید امشب هم الهی العفو بگیم، هم تصمیم بگیریم مهربان و صادق و … باشیم.»

باید عادت کنیم به جای «به جای» بگیم «هم»!!

دسته‌ها
آموزش مغالطه سیاسی

مصداق مغالطه «توسل به اکثریت» در حرف‌های احمدی‌نژاد

قبلاً در مورد مغالطه توسل به اکثریت نوشته بودم. خلاصه‌ش اینه که حرف آدم باید از خودش استدلال داشته باشه و نباید ربطش داد به تعداد طرفدارای اون مطلب.

اخیراً آقای احمدی‌نژاد بین خوزستانی‌ها این حرف‌ها رو زده:

«… هر کی فکر می‌کنه ملت نمی‌فهمه، نفهم‌ترین آدم کره‌ی زمینه. هشتاد میلیون نمی‌فهمه، تو می‌فهمی؟ این چه استکباریه؟ این چه سلطنتیه تو وجود بعضیا پیدا شده؟ ۹۷ درصد مردم یه چیزی را می‌خوان، اون می‌گه نه خیر!!! اقتصاد رو خراب می‌کنه! تو می‌شه یه دلیل بیاری که بهتر از همه‌ی ملت می‌فهمی؟ تو کی هستی؟ می‌شه بگی از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری رفتی اون بالا نشستی؟! این اختیار رو کی بهت داده؟ غیر از اینه که ملّت داده؟ نخیر آقا ما بهتر می‌فهمیم، ملّت نمی‌فهمه! ماشاءالله!! بابا ملت انقلاب کرد که دیگه از این آدما رو نبینه!! آقا ذلیل‌ترین انسان‌ها کسیه که فکر کنه نسبت به مردم عزّت داره…»

یکی گفت مخاطبش رهبریه؛ یکی گفت منظورش روحانیه؛ یکی گفت درباره‌ی یارانه‌ها بوده که مردم ازش انصراف ندادن؛ یکی گفت مال حرفاییه که روحانی راجع به برجام زد و گفت یه عده‌ی معدودی باش مخالفن و…

من اصلاً کاری به این قسمتاش ندارم؛ صحبت من اینه که این حرفا مصداق بارز استفاده از «مغالطه توسّل به اکثریته».

مخاطب این حرف‌ها هر کی باشه، خود این حرفا غلطه. بله ممکنه یه بار باشه که یه نفر چیزی رو بفهمه و بگه که ۸۰ میلیون که هیچ، ۸۰۰ میلیون هم نفهمن! اصلاً شاید یه روز خود آقای احمدی‌نژاد، اعتقادی داشته باشه که بقیه‌ی مردم اصلاً بهش توجهی نکنن. اصلاً درستی یه حرف به تعداد طرفداراش نیس که؛ به خود حرف و استدلال‌هاشه. 

تنها قسمت درست حرفاش، جمله‌ی آخرش بود و این‌که آدم نباید فکر کنه بیش‌تر از بقیه می‌فهمه و دچار غرور کاذب بشه؛ وگرنه کاملاً امکان داره که یه بار ۹۹ درصد مردم یه کشور اشتباه بکنن و به حرف اقلیتی که راه درست رو انتخاب کردن، گوش ندن.  خیلی وقتا تو تاریخ، اکثریت مردم اشتباه کردن و جلوی اقلیّت مخترعین و مکتشفین وایسادن و حتی اونا رو به دار زدن!

 این جور حرف زدن بیش‌تر برای تحریک احساسات عموم کاربرد داره؛ وگرنه از نظر علم منطق، کاملاً مردوده. حالا که داریم به انتخابات نزدیک می‌شیم درصد گفتن مغالطه‌ها به طور محسوسی بالا می‌ره. احتمالاً تو مناظره‌ها (مثل دوره‌های گذشته) پشت سر هم مغالطه اتفاق خواهد افتاد؛ انقدر که می‌شه ازش کتاب درآورد: «مغالطات مناظرات»!

مغالطه دکتر محمود احمدی نژاد در جمع مردم خوزستان

برچسب‌ها: مغالطه‌های رایج، روش فریب دادن مردم، مغالطه توسل به اکثریت چیست، مغالطه حق با اکثریت است، همیشه هم حق با اکثریت نیست، خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو، بخش مغالطات منطق، مغالطه به زبان ساده، یادگیری مغالطه های شایع در بین مردم، سخنرانی احمدی نژاد در خوزستان، مخاطب حرف های اخیر احمدی‌نژاد، انجام مغالطه اکثریت در صحبت‌های آقای احمدی نژاد، صحبت‌های جنجالی دکتر احمدی‌نژاد در جمع مردم خوزستان

دسته‌ها
آموزش مغالطه

آموزش مغالطه – تعمیم شتاب زده (مشت نمونه خروار)

مغالطه تعمیم اشتباه و شتاب زده

استدلال کردن فقط این نیس که مثلاً بگیم «من زدم تو گوش تو، گوشت درد گرفت؛ پس من باعث گوش درد تو هستم»؛ یه نوع استدلال هم داریم که بهش «استقرا» گفته می‌شه. یعنی از چیزای جزئی به کلی برسیم.

خب، استقرا خودش دو نوع دارم: ۱. درسته و تام، ۲. ناقص.

استقرای تام، وقتیه که اجزاء کم و محدود باشن و بشه شمردشون. مثلاً تو یه کلاس ۱۵ نفره، می‌بینیم تک تک دانش‌آموزا تخس و بی‌ادبن. نتیجه می‌گیریم که همه‌ی دانش‌آموزای این کلاس بی‌ادب و خود نشورن!

استقرای ناقص، وقتیه که اجزاء مورد بررسی خیلی زیاد یا نامحدود باشن. اینجاس که از «مشت نمونه‌ی خروار» استفاده می‌کنیم. مثلاً برای یه سوپری، بار برنج رسیده، مغازه‌دار که نمی‌تونه دونه دونه گونیارو باز کنه؛ می‌آد دو سه تا رو باز می‌کنه می‌بینه برنجش به درد می‌خوره یا نه. از دیدن همون دو سه تا، یه وقت می‌بینی ۳۰ تا گونی می‌خره.

یعنی با خودش استدلال می‌کنه: «دو سه تا از گونیا خوب بودن، پس همه‌ی گونی برنجا خوبن.»

از این روش خیلی تو زندگی استفاده می‌کنیم؛ خیلی جاها هم به درد می‌خوره. حتی علم تجربی روی همین استقرای ناقص بنا شده. مثلاً دانشمندا که تمام آب‌های کره‌ی زمین رو آزمایش نکردن، فقط یه سری محدود رو تست کردن، دیدن در سطح دریا، آب تو ۱۰۰ درجه به جوش می‌رسه. پس نتیجه گرفتن که آب به طور کلّی در سطح دریا تو ۱۰۰ درجه به جوش می‌رسه.

خب، مغالطه‌ی «تعمیم شتاب زده» دقیقاً از همین «استقرای ناقص» شکل می‌گیره!

یعنی ما به اشتباه، چند نمونه‌ی کوچیک رو به یه کلّ بزرگ نسبت می‌دیم. مثلاً یه آدم میانسال نگاه می‌کنه چهار تا جوون نشستن کنار خیابون با گوشی‌شون بازی می‌کنن و سیگاری می‌کشن و قه قهه می‌زنن؛ طرف عصبانی می‌شه می‌گه جوونای مملکت به فنا رفتن! یا برعکسش! همون جوونا این مرده رو می‌بینن می‌گن: این قدیمی‌ها هیچی حالیشون نیست!

تو همه‌ی جوونا رو تک تک شمردی و دیدی که به فنا رفتن که این‌طوری می‌گی؟! یا تو همه‌ی قدیمی‌ها رو از نزدیک دیدی و باشون حرف زدی که فکر می‌کنی چیزی نمی‌فهمن؟! یعنی حتی یه نفر هم پیدا بشه که این‌طور نباشه، حرف ما نقض می‌شه.

پس اگه یه معلم رو دیدی که پارتی‌بازی کرد و به پسر برادرش نمره داد، نباید بگی همه‌ی معلما این‌طورن؛ اگه ۴ تا نونوایی نون خمیر می‌پزن، نباید بگی نونواها خمیر حروم‌کنن؛ اگه یه آخوند دیدی که بداخلاق بود، نباید بگی آخوندا مغرورن؛ اگه یه بازیگر تو پارتی شبانه دستگیر شد، حق نداری بگی همه‌ی بازیگرا فاسدن، اگه چند تا مسئول حقوق نجومی گرفتن، نمی‌شه گفت مسئولای کشور به فکر مردم نیستن و هرچی مسئول داریم در حال خوردن و کندن از مردمه، اگه یه سری از دخترا دوس پسر دارن و قلیون می‌کشن و… حق نداریم بگیم دخترای امروز خراب شدن… ترکا فلانن، لرها بهمانن، گرج‌ها این‌جوری‌ان، تهرانی‌ها اون‌طوری‌ان…

اما می‌شه همه‌ی حرفای بالا رو زد؛ چطوری؟! اول جمله‌ها «بعضی» بیاریم: بعضی از کارمندا رشوه می‌گیرن، بعضی از بازاری‌ها مال حروم می‌خورن، بعضی از پسرا چش چرونن، بعضی از چادری‌ها حیا ندارن و…

یه راه دیگه‌ش هم اینه که استثناش رو بگیم: قرآن می‌گه «انّ الانسان لفی خسر» یعنی آدم در حال ضرر و زیانه؛ اما بعدش استثنا می‌کنه و می‌گه «الّا الذین آمنو و عملوا الصّالحات…» به غیر از کسایی که ایمان دارن و کار خوب می‌کنن…

پس درسته که بعضی جاها از استقرای ناقص – به درستی- تو زندگی استفاده می‌کنیم؛ اما این استقرا یقین‌آور نیست و خیلی وقتا باعث اشتباه می‌شه. حتی تو شمارش‌های زیاد. مثلاً قبل انتخابات تو نظرسنجی‌ها می‌بینی آقای الف از همه بالاتره؛ اما روز انتخابات، آقای ب رأی می‌آره! این یعنی استقرای تام از استقرای ناقص می‌بره!

راستی یه مغالطه هم داریم به اسم «گزاره بدون سور» که من تو مطلب بالا جاش دادم ولی اسمی ازش نیاوردم! بین خودمون بمونه!

مغالطه تعمیم شتاب زده و استقراء ناقص

برچسب‌ها: مغالطه‌های رایج، روش فریب دادن مردم، راه های گول زدن آدما، مغالطه تعمیم اشتباه، مغالطه تعمیم شتاب زده، مغالطه استقرای ناقص، مغالطه گزاره بدون سور، مغالطه مشت نمونه خروار، بخش مغالطات منطق، مغالطه به زبان ساده، یادگیری مغالطه های شایع در بین مردم

دسته‌ها
آموزش مغالطه

آموزش مغالطه – اشتراک لفظی

مغالطه لفظ مشترک چیست؟

اینم یکی از رایج‌ترین و مشهورترین مغالطه‌هاس که اگه ظریف و دقیق به کار برده بشه، خوب می‌تونه سر مردم رو گول بماله. از اسمش معلومه؛ یعنی از یه لفظ که چند تا معنی داره، جوری استفاده کنیم که باعث فریب طرف مقابل بشه؛ لفظ مشترکه، ولی معنا فرق می‌کنه.

مثلاً «ساعت» هم به معنی «زمان» استفاده می‌شه، هم «وسیله‌ی سنجش زمان». مادر شوهر می‌خواد از عروس آتو بگیره؛ می‌دونه عروسش ساعت نمی‌بنده؛ ازش می‌پرسه ساعت چنده؟ عروس جواب می‌ده: نمی‌دونم! یعنی منظورش اینه که ساعت ندارم. اما مادرشوهر از فرصت استفاده می‌کنه و می‌ره به پسرش می‌گه: من از زنت ساعت پرسیدم، اصلاً محلّم نداد! و بین پسرش و عروسش دعوا راه می‌ندازه.

مشکل از این‌جا بود که منظور مادر شوهر «زمان» بود و منظور عروس «وسیله‌ی سنجش زمان» و همین باعث سوءتفاهم و دعوا شد.

مثال معروفش اینه:

سعادت، غایت زندگی آدمه / غایت زندگی آدم، مرگه! / پس سعادت آدم تو مرگه!

اشکالش: غایت تو مقدمه‌ی اول به معنی «هدف» و تو مقدمه‌ی دوم به معنی «آخر» هست؛ پس انگار دو تا کلمه‌س با حروف مشترک! تازه کلمه‌ی «زندگی» هم دو تا معنی داره؛ تو اولی به معنی زندگی به طور کلی و تو دومی یعنی زندگی دنیایی!

یه مثال دیگه: «چرا دیوار مهربانی بعد از یه مدّت کمرنگ شد؟ چون برای مهربانی نباید دیوار ایجاد کرد؛ باید دیوارها را برداشت! اگه دیوار اختلاف طبقاتی بین مردم برداشته بشه، مهربانی ایجاد می‌شه.»

این یه جمله‌ی قشنگ و احساسیه؛ ولی به طور ناخودآگاه توش مغالطه‌ی لفظ مشترک انجام شده. منظور از «دیوار مهربانی» جاییه که مثلاً لباس‌های دست دوم رو می‌ذارن تا بقیه بردارن. اما منظور از دیوار دوم، محدودیت یا فاصله‌س. دیوار اولی با دومی هیچ ربطی به هم ندارن! تنها شباهتشون اینه که هر دو از «د ی و ا ر» تشکیل شدن!!

از لفظ مشترک برای ساختن جوک‌ها هم زیاد استفاده می‌شه؛ مثلاً «پدرم دیشب تو آتیش سوخت؛ به علّت پدرسوختگی مغازه تعطیل است!» یا «خرس برادرم رو گاز گرفت؛ الآن برادرم دچار مشکل گازگرفتگی شده!» یا «معلّم به شاگردا می‌گه خر به معنی بزرگه؛ به نظر من شما خر هستید! یکی از شاگردا می‌گه: اختیار دارین اتفاقاً شما از همه‌ی ما خرتر هستید!!»

برچسب‌ها: مغالطه‌های رایج، روش فریب دادن مردم، راه های گول زدن آدما، مغالطه اشتراک لفظی، مغالطه لفظ مشترک، شباهت بین کلمات، استفاده از کلمات هم معنی برای فریب دادن، بخش مغالطات منطق، مغالطه به زبان ساده، یادگیری مغالطه های شایع در بین مردم

مغالطه اشتراک لفظی و اقسام آن

دسته‌ها
آموزش مغالطه

آموزش مغالطه – ترکیب اشتباه

مغالطه ترکیب اجزاء به اشتباه

مغالطه «ترکیب» وقتی به وجود می‌آد که خصوصیات افراد و اجزای یه مجموعه رو به کلّ اون مجموعه نسبت بدیم! یعنی چی؟

مثلاً یکی می‌خواد بره کامپیوتر بخره به طرف می‌گه حواست باشه قطعات خوب برام بنداز رو سیستم. اونم می‌گه خیالت راحت! خلاصه ۲ میلیون می‌دی کامپیوتر رو می‌خری؛ ولی ۶ ماه بعد می‌بینی مادربورد کامپیوترت سوخت!! حالا اشکال کجا بود؟ طرف جنس بنجل انداخته بود رو سیستم؟! نه اتفاقاً همه‌ی قطعات، درجه یک و اصلی بودن؛ اشکال این بود که با هم چفت یا Match نبودن. مثلاً پاورش به مادربورد نمی‌خورده؛ باعث شده به مرور برق کمی بهش برسه و باعث سوختنش شده.

پس تو هر مجموعه ما دو تا چیز داریم: یکی اجزای سیستم و دوم کل اون سیستم. یعنی نباید فکر کرد اجزا، همون کُلّه!

نتیجه این‌که اگه کسی بهتون گفت این ساختمون رو با بهترین مصالح ساخته، معنیش این نیست که حتماً ساختمون محکم و قشنگیه؛ فلان تیم بهترین بازیکنا رو جمع کرده، معنیش این نمی‌شه که حتماً تیم خوبی خواهد بود. (نمونه‌ش تیم استیل آذین تو ایران و رئال مادرید زمان کی‌روش که با داشتن گرون‌ترین بازیکنا نتونستن موفقیتی داشته باشن.)

مثال دیگه: اتم‌ها رو نمی‌شه با چشم دید.      بدن آدم از اتم تشکیل شده.       پس آدم رو نمی شه دید!!

بعضی مثال‌های این مغالطه یه کم ظریفه و آدم تو نگاه اول متوجهش نمی‌شه؛ مثلاً یکی می‌گه مردم ایران خیلی احساسی هستن. پس ایران منطق نداره و نمی‌تونه هم داشته باشه!!

البته این‌طور نیست که نشه همیشه از اجزاء، نتیجه‌ی کلّی گرفت؛ مثلاً می‌شه گفت تمام اجزای این وسیله از فلز ساخته شده؛ پس این وسیله فلزیه. اما باید حواسمون باشه که خیلی وقتا اجزاء رو به اشتباه، با مجموعه، یکی می‌گیرن و باعث فریب دادن ما می‌شن.

برچسب‌ها: مغالطه‌های رایج، روش فریب دادن مردم، راه های گول زدن آدما، مغالطه ترکیب، مغالطه نتیجه گیری کلی از اجزا، تفاوت سیستم با اجزاء، بخش مغالطات منطق، مغالطه به زبان ساده، یادگیری مغالطه های شایع در بین مردم، برداشت اشتباه از اجزای یک مجموعه

دسته‌ها
آموزش مغالطه

آموزش مغالطه – توسّل به اکثریت

همیشه هم حق با اکثریت نیست

تو این دسته، از این به بعد سعی می‌کنم راه‌های فریب دادن مردم رو بهتون آموزش بدم. حالا که بقیه دارن با همین راه‌ها سرمون گول می‌مالن؛ پس چه بهتر خودمون این راه‌ها رو بشناسیم که بفهمیم با چی و چه‌جوری شیره روی سرمون مالیده می‌شه!

خب اولین مغالطه که امروز آموزش می‌دم اسمش هست مغالطه‌ی «توسل به اکثریت». این یکی از شایع‌ترین مغالطه‌هاس و خیلی از مردم ازش استفاده می‌کنن. اگه تا حالا ازش استفاده نکردید پیشنهاد می‌کنم حتماً استفاده کنید! جواب می‌ده!

خلاصه‌ی این مغالطه اینه که «حق با اکثریته». یعنی وقتی بتونی این رو به طرف مقابل جا بندازی، کار رو بردی. مثلاً هر وقت داری با یکی بحث می‌کنی، اگه دیدی بیشتر آدمای خونه، محلّه، شهر یا کشور، مثل تو فکر می‌کنن؛ می‌تونی از این ترفند استفاده کنی و بگی «این حرف من نیستا! همه مث من فکر می‌کنن. دور و بر خودت رو ببین. هیشکی نظر تو رو قبول نمی‌کنه.»

وقتی این‌جوری بگی طرف خودش رو جمع می‌کنه و می‌بینه راس می‌گه بقیه نظر اون رو قبول ندارن. پس فکر می‌کنه چون اکثریت یه حرف دیگه رو می‌زنن؛ پس حرف اکثریت درسته!

اما اصلاً این‌طور نیس و جمله‌ی «حق با اکثریته» یه جمله‌ی کاملاً اشتباهه. خیلی وقتا تو تاریخ اتفاق افتاده که اکثریت به چیزی اعتقادی داشتن که بعدها معلوم شده خیلی هم غلط فکر می‌کردن.

یه زمانی اکثریت مردم دنیا فکر می‌کردن خورشید دور زمین می‌چرخه؛ یه زمانی اکثریت مردم به یه نفر رأی می‌دن که بعداً می‌فهمن اشتباه کردن و… ممکنه بری تو یه خونه که هیشکی اونجا مسواک نمی‌زنه و بری یه جا که همه مسواک می‌زنن؛ خوبی و بدی مسواک زدن به این‌ نیس که چون اینا انجام می‌دن خوبه یا چون اونا انجام نمی‌دن، بد.

درستی و غلطی یه نظر، به خودش و با استدلال‌هاش اثبات می‌شه نه به کمی یا زیادی طرفداراش. این‌که بیشتر مردم چه فکری دارن فقط می‌تونه یه نشونه باشه؛ ما می‌فهمیم که مردم به دلایلی در مورد فلان قضیه، فلان ایده رو دارن؛ ولی این دلیل نمی‌شه بگیم حرفشون حتماً درسته.

 پس اگه فکر کنیم اون فیلم چون زیاد فروخته، فیلم خوبیه؛ اون آدم چون زیاد رأی آورده، پس فکرش درست بوده، اهل سنّت مسلمونای واقعی هستن، چون تعدادشون از شیعه‌ها بیش‌تره؛ زندگی تو شهر بهتره، چون اکثر مردم تو شهر زندگی می‌کنن نه روستا، اون تیم طرفداراش بیش‌تره پس تیم بهتریه و… مغالطه کردیم.

مغالطه حق با اکثریت است

برچسب‌ها: مغالطه‌های رایج، روش فریب دادن مردم، راه های گول زدن آدما، مغالطه توسل به اکثریت چیست، مغالطه حق با اکثریت است، همیشه هم حق با اکثریت نیست، خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو، بخش مغالطات منطق، مغالطه به زبان ساده، یادگیری مغالطه های شایع در بین مردم

دسته‌ها
آموزش مغالطه

چرا مغالطه؟ دونستنش به چه درد می‌خوره؟!

کاربردهای بخش مغالطات در منطق

  • این‌که اسم فلسفه و منطق همیشه کنار هم می‌آد، معنیش این نیس که یه علم حساب می‌شن.
  • منطق، علم ابزاریه؛ یعنی دونستنش یه وسیله می‌شه که با استفاده از اون می‌شه یاد گرفت چطور باید استدلال کرد.
  • مغالطه، یه بخش از علم منطقه که به ما نشون می‌ده کدوم بخش‌های استدلال‌ها اشتباهه. همه‌ی استدلال‌هایی که برامون می‌کنن که درست نیس!

یادمه روز اول کلاس منطق دانشگاه (با استاد مجید صادقی) از استاد پرسیدم «اصلاً منطق به چه درد می‌خوره؟ کاربردی نداره که!» با تعجب پرسید: «کاربرد نداره؟!» گفتم «نه! اصلاً بهش عمل نمی‌شه…» ایشون توضیح داد که این مشکل هست و اولاً خیلی‌ها اصلاً نمی‌دونن مغالطه چیه و ثانیاً اگرم کسایی باشن که بدونن؛ شاید بهش عمل نمی‌کنن و…

خلاصه از همون موقع دغدغه‌ی این موضوع رو داشتم؛ اما چند سال اخیر، دیگه مطمئن شدم که بیش‌تر مشکلات فرهنگی جامعه‌، به خاطر ندونستن مغالطه‌هاس. انقدر مردم راحت فریب می‌خورن که حد و حساب نداره! حتی برام عجیبه که تو بعضی از انتخابات (کشوری، استانی، شهری) خیلی وقتا اون کسایی بیش‌تر رأی آوردن که بیش‌تر مغالطه کردن!! به خاطر این تصمیم گرفتم یه بخش از سایتم رو بذارم برای این داستان. دسته «آموزش مغالطه» برای همین کار به مزخرف اضافه شد.

در ضمن، این بخش رو از رو دست آقای علی‌اصغرخندان و کتاب «مغالطات» ایشون + منابع دیگه خواهم نوشت.

برچسب‌ها: کاربرد منطق، تشخیص مغالطات، بخش مغالطات منطق، منطق چیست