دسته‌ها
دانشجویی دیدنی - خوندنی

حیف که پسر خوبی شدم! (عکس)

پشت نوشته ماشین پیکان در دانشگاه قم

این عکس رو دانشگاه قم گرفتم. فکر کنم جلوی ساختمون مرکزی سابق دانشگاهه.

دسته‌ها
دانشجویی

اینجا خوابگاه دانشجویی پسران است!

خوابگاه الغدیر دانشگاه قم که بودم، یه بار موقع رفتن از خونه به خوابگاه با این کار هنری هم اتاقیم و دوستاش مواجه شدم!
خوابگاه الغدیر دانشگاه قم که بودم، یه بار موقع رفتن از خونه به خوابگاه، با این کار هنری هم اتاقیم و دوستاش مواجه شدم!
بدون شرح!
بدون شرح!
بازم بدون شرح! مشروحش تو خود عکس هست!
بازم بدون شرح! مشروحش تو خود عکس هست!
برای این‌که زیاد نترسید، نصف عکس رو سیاه کرده! بخش اصلی ترسناکی عکس، مال لب و دهنش بود!
برای این‌که زیاد نترسید، نصف عکس رو سیاه کردم! اصل ترسناکی عکس، مال لب و دهنش بود!
اینم ابتکار هم‌اتاقیم برای فرار از مزاحمت دوستا و خروسای بی‌محل، در ایام امتحانات!
اینم ابتکار هم‌اتاقیم برای فرار از مزاحمت دوستا و خروسای بی‌محل، در ایام امتحانات!
khabgah-daneshjoei5
این و عکس بعدی مربوط به خوابگاه دانشگاه اصفهانه.
اینم نقطه‌ی اوج زندگی دانشجویی و خوابگاهی!
و اینم نقطه‌ی اوج هنر پسرا تو زندگی دانشجویی و خوابگاهی!
دسته‌ها
اجتماعی دانشجویی

این همه کیس برای چه کیسی؟!

اون زمانی که قم بودم، یه شب داشتم مسیر دانشگاه تا حرم رو می‌رفتم که دیدم یه موتوره ۷-۸ تا کیس کامپیوتر رو گذاشته ترکش و داره می‌ره!

انقدر برام عجیب و جالب بود که تو اون وضعیت سعی کردم ازش عکس بگیرم.

آخرش هم نفهمیدم داستان این کیس‌ها چی بود؟!

case

دسته‌ها
دانشجویی سینما تی وی

معراجی‌ها در دانشگاه اصفهان!

مدفن شهدای گمنام - دانشگاه اصفهان
مدفن شهدای گمنام – دانشگاه اصفهان

گفتم تا سریال معراجی‌ها رو آنتنه، عکسی رو که سال ۸۶ از یادمان شهدای گمنام دانشگاه اصفهان گرفتم، بذارم این‌جا.

البته برای دفن شهدای گمنام تو دانشگاه اصفهان، اون داستان‌ها پیش نیومد. کلاً تو کشور فقط یکی دو دانشگاه (مثلا دانشگاه شریف و امیرکبیر) بودن که جلوی دفن شهدا رو گرفتن، تو بقیه‌ی دانشگاها بدون مشکل و با احترام کار انجام شد.

تو دانشگاه اصفهان جای تقریباً پرتی رو برای این‌کار در نظر گرفتن. البته اون زمان اون‌جا یه جور پاتوق شده بود! به همین خاطر می‌خواستن اون‌جا رو ۱۸۰ درجه تغییر کاربری بدن! ولی در کل جای خوبی نیس و شاید خیلی از دانشجوهای تازه‌وارد اصلاً ندونن چنین جایی تو دانشگاه اصفهان هست.

اونایی که عکاسی خوندن، حالا نگن عکس بالانس نداره و راستش سنگین‌تر از چپشه! عکس رو با موبایل گرفتم و تو آفتاب روز! اصلاً نمی‌دونستم تو کادر چی هست، همین‌جوری گوشی رو گرفتم و دکمه رو چلوندم!

دسته‌ها
اجتماعی دانشجویی

حمایت از خلیج فارس به سبک دانشجویی!

چند سال پیش (اردیبهشت ۸۷) تو دانشگاه اصفهان قرار بود یه طومار دانشجویی برای حمایت از خلیج فارس نوشته بشه.

khalije-fars1خب هر کی برای خودش یه چیزی نوشته بود، اما نظر یکی از دانشجوها منحصر به فرد و البته همراه با بدآموزی بود! لطفاً افراد زیر ۱۴ سال عکس زیر رو نبینند!!

khalije-fars2

دسته‌ها
دانشجویی دیدنی - خوندنی

لطفاً دستمال توالت را در توالت نیندازید! (عکس)

انداختن دستمال کاغذی در توالت فرنگی معضلی در دانشگاه ها!

دانشجوها دستمال کاغذی را در توالت می اندازند

«تقاضامند است دستمال کاغذی را داخل توالت فرنگی نیندازید.»

دشوری دانشگاه غیرانتفاعی فولاد، فولادشهر اصفهان

یعنی حتماً باید به‌مون تذکر بدن؟!!

دسته‌ها
دانشجویی سیاسی من نامه

تعهد کتبی من درباره سایت مُزخرف! + عکس

شاید براتون جالب باشه بدونید من وقتی خواستم دامنه‌ی «مُزخرف» رو به اسم خودم ثبت کنم، مجبور شدم تعهد کتبی بدم که قرار نیست تو این سایت کار محیّرالعقولی انجام بدم که باعث دردسر بشه!

دامنه یا دامین: به آدرس سایت‌های اینترنتی می‌گن. همون چیزی که اون بالا تایپ می‌کنید تا سایت‌ها براتون نشون داده بشن. مثلاً دامین مزخرف اینه: www.mozakhraf.ir

ثبت دامین ir: دامنه‌هایی که آخرشون .ir داشته باشه یعنی مال کشور ایران هستن. ثبت و خرید و فروش این دامنه‌ها باید از طریق سایت nic.ir که مرجع رسمی این کار هست، انجام بشه.

تعهد درباره سایت

وقتی دامین mozakhraf.ir رو ثبت کردم از طرف سایت nic.ir ایمیلی اومد که باید این تعهدنامه رو امضا کنی تا بذاریم دامینت فعال بشه:

تعهد کتبی برای ثبت دامین ir در سایت نیک دات آی آر

من تا حالا دامین‌های زیادی رو خرید و فروش کردم ولی تو هیچ‌کدوم مجبور نشده بودم همچین تعهدی بدم! احتمالاً اسم «مزخرف» غلط‌ انداز بوده و فکر می‌کردن قراره چیزای عجیبی غریبی تو این سایت قرار بدم.

تعهد درباره نشریه

حالا که این رو گفتم بذارید در مورد یه تعهد دیگه‌م هم بگم. همون‌طور که تو اینجا گفتم من «نشریه ایرانی» رو تو دانشگاه اصفهان می‌چاپیدم. مناسب احوالات اوایل جوونیم بود، اما برای اون فضا و اون دوره، جنجالی به حساب می‌اومد. به خاطر همین، چند باری تا مرز توقیف رفت؛ ولی چون یکی دو تا از مسئولای دانشگاه، استادای خودم بودن و من رو می‌شناختن و از طرفی چون زیادی صادق بودم و بعضیا از این صداقتم خوششون اومده بود، هیچ وقت کتباً توقیف نشد.

اما ماجرا همین نبود و بعدها فهمیدم قضیه بیش از این حرفا بیخ پیدا کرده. وقتی برای ارشد، رفتم دانشگاه قم؛ یکی دو هفته از سال تحصیلی نگذشته بود که از کمیته‌ی انضباطی دانشگاه بهم زنگ زدن که آب دستته بخور و بیا اینجا. رفتم دیدم یه تعهد کتبی گذاشت جلوم و گفت این رو امضا کن! گفتم چیه؟ گفت باید تعهد بدی که تو این دانشگاه هیچ فعالیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی نکنی وگرنه از دانشگاه اخراج می‌شی!!

بعدها از مدیر کل وقت اداره امور فرهنگی دانشگاه اصفهان شنیدم که دانشگاه قم اصلاً نمی‌خواسته من رو به عنوان دانشجو بپذیره! و ایشون با اون‌طرف صحبت کرده و فضا رو تلطیف کرده که بذارن من برم اونجا درس بخونم! البته به شرط عدم فعالیت!

چند ماه بعد یه داستان دیگه رو شنیدم. یکی از دوستام که برای استخدام آموزش و پرورش ثبت نام کرده بود، بهم زنگ زد. دیدم حالش خیلی خرابه و انگار بمب انداختن تو روحش! گفتم چیه، چی شده؟ بنده خدا ترسیده بود. گفت یه هفته پیش یکی بهم زنگ زد که درباره‌ی استخدام برم فلان جا. منم رفتم دیدم یه آقایی با یه پرونده اومد و شروع کرد به سؤال پرسیدن از تو! (یعنی من) سؤالایی مث این‌که چقدر می‌شناختیش و چقدر با هم رابطه داشتید و تو کلاس کنار دستش می‌نشستی یا نه؟! پندار و کردارش چطور بود و این حرفا.

رفیق منم می‌گه پسر خوبی بود و مشکلی ازش ندیدم و … طرف می‌گه من عکس و فیلم دارم که ۸۸ تو تظاهرات شرکت داشته و خیلی فعال بوده!! دوست منم می‌گه من نه چیزی شنیدم نه دیدم که سبزی بوده.

(تو پرانتز بگم که این یه ترفنده برای حرف کشیدن. بازپرس‌ها مربوط به هر اداره و سازمانی که باشن از راه یه دستی زدن، از طرف مقابل حرف می‌کشن. مثلاً بهتون یه تهمت بزرگ نسبت می‌دن ببینن عکس‌العمل شما چیه. اگه خیلی برآشفته نشدی شک می‌کنن که ممکنه حدسشون درست باشه. وگرنه من حتی ۱ ثانیه تو هیچ تظاهراتی شرکت نکرده بودم و هرگز یه فریم هم از من در این مورد وجود نداره.)

سرتون رو درد نیارم؛ دوست من استخدام نشد و احتمالاً به خاطر رفاقت با من این سرنوشت براش رقم خورد.

من به مرور تو بخش دانشجویی، بعضی از مطالبم تو نشریه ایرانی رو می‌ذارم؛ خودتون قضاوت خواهید کرد که شاید بعضیاش یه کم تند باشه ولی بعید می‌دونم نیاز باشه انقدر جدی گرفته بشه که براش این داستانا پیش بیاد.

تعهد دادن در کمیته انضباطی دانشگاه برای نشریه