دسته‌ها
سیاسی سینما تی وی

چرا معمای شاه، دیدنی نیست؟! (بودجه حروم‌کن‌ها!)

انتقادات به سریال معمای شاه و کارگردانش

روایت سیاه از دوران سیاه

چند سال پیش تو شبکه‌ی ۴، آقای حداد عادل رو می‌دیدم که داشت در مورد کتاب‌های درسی توضیح می‌داد. مجری ازش پرسید چرا تو درس تاریخ در مورد رژیم شاهنشاهی، یک خطی نگاه شده و مثلاً از اقداماتی که رضاشاه برای کشور انجام داده هیچ حرفی زده نشده؟

حداد عادل گفت «اولاً دانش آموز دبیرستانی هنوز صاحب تحلیل عمیق نشده که بشه مستقیم با همه‌‌ی مسائل روبه‌روش کرد؛ ثانیاً وقتی یه دزد می‌آد خونه‌ی آدم و همه چیز رو غارت می‌کنه، اما مثلاً قیافه و ظاهر خوبی داره؛ ما نمی‌گیم دزد اومد، همه چیز رو برد ولی چه دزد خوش تیپی بود!»

با بخش اول صحبتش تقریباً موافقم؛ اما در مورد بخش دوم، چیزی که همون وقت هم تو ذهنم ایجاد شد، این بود که این حرف درسته، وقتی که بخوایم فقط برای خودمون بگیم! اما زمانی که قرار باشه برای یه مخاطب انبوه، داستان دزدی رو تعریف کنیم باید از ترفندهایی استفاده کرد که مخاطب به ما اعتماد کنه و حرف ما رو باور کنه.

وقتی فقط از بدی‌های دزد حرف بزنیم، شنونده، حرفای ما رو قبول نمی‌کنه. شاید حس کنه با دزده پدرکشتگی داریم و الکی می‌خوایم خرابش کنیم! خوبی و بدی باید در کنار هم روایت بشه؛ فقط به یه دلیل! اونم این‌که مخاطب دلش رو به دست ما بده و حرفای ما رو بپذیره.

این‌که عموم مردم با فیلمای مسعود ده‌نمکی ارتباط برقرار می‌کنن؛ دقیقاً به خاطر همینه. ده‌نمکی اگه آخوند خوب یا رزمنده‌های مؤمن تو اخراجی‌ها می‌ذاره؛ کنارش حاجی گرینف رو هم می‌ذاره! مخاطب وقتی حاجی گرینف رو می‌بینه؛ عقده‌هاش خالی می‌شه، به فیلمساز اعتماد می‌کنه، بعد حرف اون آخونده یا بسیجی‌های دیگه رو قبول می‌کنه. تو معراجی‌ها هم همین بود. (امیر نوری کنار بقیه‌ی بسیجی‌ها)

قلاده‌های طلا دقیقاً از همین ترفند استفاده کرده. وقتی برای اولین بار تو این فیلم، وزارت اطلاعاتی رو می‌بینیم که توش جاسوسه، به فیلم اعتماد می‌کنیم و باش همراه می‌شیم. حتی بی‌بی‌سی فارسی شبانه‌روز داره همین کارو می‌کنه. وقتی مخاطب عادی با این شبکه روبه‌رو می‌شه، می‌بینه إإإ این‌که خیلی جاها داره از حکومت ایران دفاع می‌کنه یا از آمریکا بد می‌گه!

داستان همینه! اون خوب گفتن‌ها و بدگفتن‌ها به خاطر جلب اعتماد مخاطبه؛ وقتی حس اعتماد بیننده رو به دست آورد؛ بعد هر چی بگه دیگه مخاطب باور می‌کنه.

این ترفند، اصلاً تو «معمای شاه» رعایت نشده! یعنی کوچک‌ترین نقطه‌ی مثبتی از رژیم سابق تو فیلم گفته نمی‌شه. خب طبیعیه نسل جدید براش سؤال پیش می‌آد که اگه یه نقطه‌ی سفید تو کارنامه‌ی این رژیم نیس، پس اصلاً چطور کشور اداره می‌شده؟!

البته این رو فراموش نمی‌کنم که شاید دست کارگردان برای روایت واقعی‌تر، بسته بوده. یعنی ممکن بود اگه این کارو می‌کرد با اعتراضات شدید مردم یا نهادها، جلوی پخش فیلم گرفته می‌شد. اما تا این مشکل حل نشه، کارهای بعدی هم در مورد رژیم طاغوت، با عدم استقبال مواجه خواهد شد.

حسن باقریان در نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی

داستان غیر جذاب

مشکل اصلی فیلم، مورد بالا نیس؛ مشکل اینه که اصلاً قصه‌ی جذابی نداره. یعنی اگه داستانی داشت که آدم با تموم شدن یه قسمت، برای شروع قسمت بعدی لحظه‌شماری می‌کرد، مشکل بالا رو تا حد زیادی پوشش می‌داد.

اشکال اینه که کارگردان اصرار داشته از اول تا آخر تاریخ پهلوی‌ها رو روایت کنه. این مسئله قطعاً با شکست روبه‌رو می‌شه؛ چون همه‌ی اتفاقات تاریخ برای مردم جذاب نیست. کارگردان‌های باهوش این کارو نمی‌کنن؛ اونا می‌آن تاریخ رو دستچین می‌کنن و قسمت‌های پرکشش و هیجانی‌ش رو انتخاب می‌کنن.

روایت تاریخ تو سینما، باید از چشم باد باشه! مث سریال «در چشم باد»! یعنی مث باد از تاریخ عبور کنی و یه بخش‌هاییش رو برای آینده تعریف کنی. وگرنه روایت نعل به نعل تاریخ، چیزی شبیه یه فیلم مستند می‌شه. فیلم مستند هم طبیعیه که مخاطبش قابل مقایسه با فیلم داستانی نیست. (گرچه اگه یه فیلم مستند قدیمی واقعی از دوران شاهنشاهی پخش بشه، من با علاقه‌ی زیاد دوست دارم ببینمش.)

فرق «معمای شاه» با «در چشم باد» اینه که در چشم باد جوری بود حس می‌کردی داری یه داستان پرکشش رو دنبال می‌کنی که تو بستر تاریخ انقلاب اتفاق افتاده؛ اما معمای شاه، روایت دست و پا شکسته‌ی تاریخه، در کنار دو سه قصه‌ی غیرجذاب! منظورم از قصه‌های جانبی، همین داستان خانواده‌ی دکتر وزیری‌ و اطرافیانشه.

یه مشکل دیگه هم اینه که بیش‌تر، حرف و دیالوگ داره تا تصویر. البته اینم احتمالاً به خاطر خیلی بزرگ بودن پروژه‌س. یعنی نمی‌رسیدن همه چیز رو به تصویر بکشن، هی می‌اومدن می‌گفتن فلان جا مردم شورش کردن، علما فلان حرف رو زدن… یعنی اون اتفاق خلاصه می‌شد تو یه جمله و هیچ تصویری ازش نمی‌دیدیم. این‌جاس که فرق دیگه‌ی در چشم باد و معمای شاه معلوم می‌شه. تو در چشم باد، فقر و نداری و بی‌کفایتی حکومت و چند پاره شدن کشور تو جنگ‌های جهانی به تصویر کشیده شده بود. کاملاً آدم خودش رو عضوی از مردم اون زمان حس می‌کرد و فکر می‌کردیم عجب شرایط سختی بوده که مثلاً با دیدن ۴۰ تا نون، چطور مردم هجوم می‌برن و نون‌ها رو تیکه پاره می‌کنن.

محمدرضا ورزی و محمد نوری‌زاد بودجه حروم کن های سینمای ایران

بودجه حروم کن ها

سؤال اینه که آقای «محمدرضا ورزی» با کدوم سابقه‌ی درخشان، برای ساخت این سریال پرهزینه انتخاب شده؟ تو کارنامه‌ی هنری ایشون حتی یک فیلم یا سریال پرمخاطب و جذاب وجود نداره! فیلم سینمایی «ابراهیم خلیل‌الله» بسیار ضعیف ساخته شد و کاملاً حوصله‌ی آدم رو سر می‌برد. دو فیلم سینمایی دیگه هم داره که من اسمشون رو هم نشنیده بودم (نظام از راست، مظفرنامه)

عمارت فرنگی، پدرخوانده، کیمیاگر، سال‌های مشروطه و تبریز در مه هم سریال‌هاش هستن که همه هم تاریخی‌ان؛ ولی من فقط اسم دو تا آخری رو شنیدم و یادمه وقتی پخش می‌شد، اصلاً حوصله نمی‌کردم ببینم.

کارگردانیش (دکوپاژ) خوبه، اجراها خوبه، گریم خوبه، بازی تقریباً خوبه؛ اما فیلماش فیلم نیست! یعنی کشش نداره، آدم رو پای سریال نمی‌نشونه. خب وقتی یکی، چند تا کار ناموفق داشته، چرا باید هی رتبه‌ش رو ارتقا بدیم؟! ورزی به نظر من تکنسینه، نه هنرمند! اگه این سریال رو جعفری جوزانی یا کمال تبریزی می‌ساختن، اون موقع فرق هنر و تکنیک کاملاً معلوم می‌شد.

اینا رو گفتم، اما من لقب بودجه‌حرم‌کن رو فقط به ایشون نمی‌دم. یه بودجه‌حروم‌کن واقعی هم بود که الآن دیگه تو سینما و تلویزیون ایران نیست: «محمد نوری‌زاد»

اون دیگه شاهکار بود! یادمه اون زمان (سال ۸۶ و ۸۷) با صد میلیون می‌شد یه فیلم سینمایی ساخت. محمد نوری‌زاد برای فیلم پرچم‌های قلعه کاوه، ۱ میلیارد تومان خرج کرد! فکر می‌کنید چقدر فروخت؟! فقط ۳ میلیون تومان!!

یه سریال فاجعه هم ساخت که اسمش «چهل سرباز» بود. داستانش این بود که از تاریخ باستان ایران شروع می‌کرد می‌اومد جلو، شخصیت‌های مهم و تأثیر گذار رو یکی یکی روایت می‌کرد تا می‌رسید به قسمت آخر. قسمت آخرش خیلی فیلم بود! همه‌ی اون شخصیت‌ها رودرروی آمریکا قرار گرفتن و با آمریکا جنگیدن! مثلاً فرض کنید رستم و سهراب و مالک اشتر و … کنار شهید همت! تو یه لشکر و مقابلش آمریکایی‌ها! اصلاً یه چیز می‌گم یه چیز می‌شنوید. باید ببینید تا متوجه فاجعه بودنش بشید. بازی‌های ضعیف، دیالوگ‌های خنده‌دار، اسلحه‌هایی که داد می‌زد اسباب بازیه…

البته در کل بد نیس آدم یه کم ملایم‌تر غر بزنه. یه کم خودمون رو جای سازنده قرار بدیم، می‌فهمیم که رودررو شدن با انتقادات خیلی سخته، چه برسه به فحش خوردن! مثلاً فرض کنید یه کوزه‌ی سفالی ساختید، می‌خواید این رو بفروشید، هر کی بیاد از کنارتون رد بشه، نه تنها نخره که کلّی هم بد و بیراه بارتون کنه. سخته خب!

معمای شاه انصافاً پروژه‌ی بزرگ و پرزحمتی بوده، برای ساختش خیلی عرق ریخته شده، گریم‌ها خیلی سنگین و پردردسر بوده؛ هماهنگی این همه بازیگر، گرفتن این همه پلان… ولی از اول، خشت فیلمنامه‌ش کج بوده و همه‌ی این زحمت‌ها رو بر باد داده. موفقیت تو هر کاری، فقط تو رعایت کردن جزئیاته. در مورد جزئیات بعدها خواهم نوشت…

برچسب‌ها: انتقادات از سریال معمای شاه، عکس گریم بازیگران نقش‌های معمای شاه، شکرخدا گودرزی بازیگر نقش امام خمینی، جعفر دهقان در نقش رضاشاه، مژگان ربانی در نقش اشرف، حسین نورعلی در نقش شاه، حدیث فولادوند در نقش فوزیه، اصغر معینی در نقش محمد مصدق، مهراوه شریفی‌نیا در نقش ثریا، حمید منوچهری در نقش آیت الله کاشانی، ساغر عزیزی در نقش فرح دیبا، علی دهکردی در نقش آیت الله طالقانی، حسام نواب صفوی در نقش شهید نواب صفوی، رسول توکلی در نقش شهید مطهری، داریوش کاردان در نقش هویدا، حسن باقریان در نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی، خودزنی برای جذب مخاطب، روش بی بی سی در جذب اعتماد، استفاده ده‌نمکی از نقش‌های منفی برای جلب اعتماد، نظر حداد عادل درباره رضا شاه، مشکل داستان معمای شاه، چرا معمای شاه جذاب نیست، محمد نوری زاد و سریال سازی، محمد نوری زاد یک بودجه حرام کن در سینما، فیلم های مزخرف محمد نوری زاد، بودجه حرام کردن در سینما و تلویزیون و کارهای تاریخی و الف ویژه، میزان فروش پرچم های قلعه کاوه، داستان سریال چهل سرباز نوری زاد، ترفندهای جذب مخاطب در سینما، چرا معمای شاه اثرگذار نیست، چرا معمای شاه سریال خوبی نیست

دسته‌ها
اجتماعی سینما تی وی

به کسی برنخوره لطفاً! حتی سینمایی‌ها!

انتقاد به سریال لیسانسه ها در شبکه 3 تلویزیون
3 بازیگر اصلی سریال لیسانسه‌ها از سروش صحت

این روزها سریال «لیسانسه‌ها» به کارگردانی سروش صحت از شبکه ۳ داره پخش می‌شه. چیزی که زیاد تو این سریال تکرار می‌شه، اینه که تا یه حرفی در مورد یه سری از مردم و صنف‌ها و اقشار و ارگان‌ها زده می‌شه؛ فوری یکی می‌گه حالا بهشون برنخوره؟! بعد اون یکی توضیح می‌ده که نه ما فقط همین یه مورد رو دیدیم و مسئولین خدوم فلان نهاد از این مسائل به دورن و این حرفا.

حتی یه جاش خیلی جالب بود؛ رسید به یکی که فارغ التحصیل ریاضی محض بود؛ خیلی هم سریع همه‌ی محاسبات رو ذهنی انجام می‌داد. ازش پرسید «تو با این هوشت الآن چکار می‌کنی؟» گفت مثلاً «تو پیک موتوری کار می‌کنم!» (یادم نیس دقیقاً چی گفت!) بعد ازش پرسید «یعنی برات کار دیگه‌ای نبود؟» اونم خیلی راحت گفت «چرا همه‌ی دوستای من استاد دانشگاه شدن یا تو مراکز تحقیقاتی شغل‌های عالی دارن؛ فقط من خودم خواستم این‌طوری بشم!»

تو سریال این‌جوری می‌گن که به در گفته باشن که دیوار بشنوه! می‌خواست مسخره کنه که آره کار نیست و این حرفا.

تا اینجاش رو من کاملاً موافقم و به نظر منم جامعه، اصلاً طاقت نقد شدن رو نداره و این درست نیس که تا در مورد یه موضوع حرف زده می‌شه؛ کلّی سر و صدا بلند می‌شه. اما چیزی که من می‌خوام در موردش حرف بزنم، نقطه‌ی برعکس ماجراس! چندین ساله که از طرف کارگردانا و هنرپیشه‌ها می‌شنوم که می‌گن نمی‌شه کار انتقادی ساخت و همه‌ی سریالا خنثی شدن و تا یه چیزی بگی، فوری به مسئولش برمی‌خوره و بیانیه می‌ده علیه صدا و سیما؛ یا اگه مثلاً از یه لهجه تو سریال استفاده کنی؛ مردم اون منطقه، تلویزیون رو زنگ بارون می‌کنن که چرا به ما توهین کردید و…

نمونه‌هاش: پایتخت سری اول، برنامه‌ی فیتیله‌ها و اعتراض آذری‌ها، سریال در حاشیه‌ی مهران مدیری که قرار بود ۹۰ قسمتی باشه ولی به‌خاطر اعتراض دکترها ۳۰ قسمتی شد!، سریال سرزمین کهن که ۵ قسمت ازش پخش شد و به خاطر اعتراض‌ها، بقیه‌ش به فنا رفت! و…

اما سؤال این‌جاس که مگه خود بازیگرا و فیلم‌سازا سعه‌ی صدرشون بالاس و انتقاد پذیرن که انتظار دارن مردم هم باشن؟!

یادمه چند سال پیش کامران نجف‌زاده تو ۲۰:۳۰ یه گزارش رفت درباره‌ی حقوق بازیگرا تو سینما. بیچاره رو انقدر نقد کردن که فرداش مجبور شد یه گزارش دیگه بره و با مرحوم داود رشیدی و بقیه مصاحبه کنه که یه کم فضا تلطیف بشه.

یا سر داستان حرف‌های مرحوم فرج الله سلحشور که درباره‌ی فساد تو سینما گفته بود؛ یادتونه که چطور باش برخورد کردن؟! من اگه بودم ادبیات ایشون رو استفاده نمی‌کردم (گرچه خودش بعداً تکذیب کرد) ولی مسئله‌ی من، نوع برخورد اهالی سینما با این حرفا بود.

سینمایی که مدام از نبود فضای آزاد حرف می‌زنه و دغدغه‌ش اینه که بشه آثاری تولید کرد که جامعه قشنگ بپذیردش و نقداش رو به جون بخره؛ خودش این‌طوری با یه انتقاد برخورد می‌کنه؟!

جالبه که حرف‌های ایشون راه رو باز کرد که بقیه بتونن راحت‌تر از فساد اخلاقی تو سینما حرف بزنن. چیزی که قبلاً جرئت گفتنش وجود نداشت. مثلاً این مطلب رو بخونید. (منظورم از فساد و ابتذال، فقط بی‌حجابی و دست زدن به همدیگه نیس؛ منظور دقیقاً فساد جنیسه! البته بازم منظور این نیس که کل سینما فاسده؛ ولی توش هست!)

حتی در مورد همین حجاب هم کسی حق نداره بهشون بگه بالای چشت ابروئه! مثلاً‌ گشت ارشاد اگه بیاد به حجاب مردم عادی گیر بده؛ اشکالی نداره ولی اگه یه وقت به چند تا بازیگر در مورد این مسئله تذکر داده بشه؛ دیگه واویلاس!!

به اینا اضافه کنید ماجرای جشن حافظ و دیوث رو! بازم می‌گم اگه من باشم از این الفاظ برای انتقاد استفاده نمی‌کنم؛ ولی یادمون نره اون هفته‌نامه یه حدیث از پیامبر و امام صادق رو نوشته بود!!

ماجرای هفته نامه یالثارات و جشن حافظ و کلمه دیوث
صفحه هفته‌نامه یالثارات درباره جشن حافظ و مطلب «دیوث کیست؟»

خب یکی بیاد قشنگ جواب بده و مثلاً سند بیاره که احادیث ذکر شده مشکل روایی دارن؛ یا اصلاً خود عکس‌ها رو انکار کنه! یا نه بگه هم حدیث‌ها و هم عکس‌ها درستن، ولی این عکس‌ها -به این دلایل- مصداق بی‌غیرتی نیستن، پس کلمه‌ی دیوث در موردشون صدق نمی‌کنه؛ یا اصلاً بگه هم عکس‌ها درستن، هم احادیث صحت دارن؛ هم واژه‌ی دیوث در موردشون صدق می‌کنه، اما تو شرایط جامعه‌ی الآن وقتی از این کلمه استفاده می‌کنی، ممکنه نتیجه‌ی عکس بگیری؛ پس این راه خوبی برای انتقاد از بدحجابی نیس… بالآخره یکی از ایناس دیگه، درسته؟! اما به جای جواب منطقی، فقط سر و صدا و هوچی بازی رو می‌بینیم!

به اهالی سینما پیشنهاد می‌شه یه سوزن به خودشون بزنن؛ بعد انتظار داشته باشن بقیه جوالدوزشون رو قبول کنن!

من تصورم می‌کنم شاید حتی طاقت پذیرفتن همین مطلب بالا هم وجود نداشته باشه! یعنی کسی حق نداره بگه چرا انتقاد پذیر نیستید!!

حتی من حق ندارم بگم چرا «صحنه‌» لیسانسه‌ها با «پشت صحنه‌» لیسانسه‌ها فرق داره!

عکس پشت صحنه سریال لیسانسه ها
صحنه و پشت صحنه سریال لیسانسه ها!

یا این‌که اجازه ندارم بگم وقتی ابوالحسن داوودی و طناز طباطبایی با هم نامحرم هستند؛ چطور انقدر راحت به هم دست می‌زنن و پشت هم رو لمس می‌کنن! و این‌که چطور بدون این‌که احساس کنن این مسئله ممکنه سوءتفاهمی ایجاد کنه، این فیلم رو به طور رسمی تو پشت صحنه فیلم سینمایی رخ دیوانه قرار می‌دن! (فیلمش رو همین پایین ببینید…)

برچسب‌ها: سریال لیسانسه‌ها، سروش صحت، آزادی بیان، وضعیت انتقاد در جامعه، عدم سعه صدر در بین اقشار مختلف، تکیه کلام سریال لیسانسه ها، به کسی برنخوره در سریال لیسانسه‌ها، نبود شرایط نقد در ایران، عدم انتقاد پذیری اهالی سینما و تلویزیون ایران، بیانیه بر ضد صدا و سیما، اعتراض و انتقاد به تلویزیون، استفاده از لهجه های مختلف در سریال های تلویزیونی، اعتراضات به سریال پایتخت، دست زدن ابوالحسن داوودی به طناز طباطبایی، توقف پخش سریال در حاشیه، ممنوع الکاری عموهای فیتیله‌ای، ماجرای سریال سرزمین کهن کمال تبریزی، گزارش کامران نجف زاده در بیست و سی، حقوق و درآمد بازیگران و هنرپیشه‌ها، مصاحبه فرج الله سلحشور و آنجلینا جولی، فاحشه خانه، فساد در سینمای ایران، ابتذال در سینما، فساد اخلاقی سینماگران، اعتراض بازیگران به ابتذال در سینما، بی حجابی در سینما، بدحجابی در فیلمسازی، انتقادات به مطلب دیوث کیست، هفته نامه یالثارات، جوابیه به مطلب هفته نامه یالثارات، دست زدن ابوالحسن داودی و طناز طباطبایی به هم، تشویق داودی در مورد طناز طباطبایی، تنها جایی که ابوالحسن داودی طناز طباطبایی را تشویق کرد، دست زدن بازیگران سینما به همدیگر، دست زدن مرد به زن، تشکر ابوالحسن داودی از طناز طباطبایی، پشت صحنه رخ دیوانه، صحبت های طناز طباطبایی در پشت صحنه رخ دیوانه

دسته‌ها
سینما تی وی

چه‌طور می‌شه فیلم‌های سینمایی رو رایگان و قانونی دید؟!

روش نگاه کردن رایگان و قانونی فیلم های سینمایی ایرانی

من و کپی‌رایت

کپی‌رایت رو هم رعایت کردم هم نه! مثلاً وقتی کپی غیرمجاز اخراجی‌ها (۱) رو همزمان با اکران، دادن بیرون؛ من با این‌که همه داشتن و نگاه می‌کردن؛ نگاه نکردم! اما بعضی جاها هم، آلبوم موسیقی یا فیلمی رو همینجوری دانلود کردم یا از کسی گرفتم ریختم تو لپ‌تاپم. یکی دو بارم از بساطی‌های پشت حرم (تو قم) چند تا فیلم (کپی شده) خریده بودم.

اما دو سه ساله که واقعاً سعی کردم دیگه این کار رو نکنم و همین باعث شده خیلی از فیلم‌های سینمایی و سریال‌های نمایش خانگی مثل شهرزاد و… رو نتونم ببینم. چون اگه آدم بخواد این همه فیلم و سریال رو بخره واقعاً پول زیادی باید از جیب بده.

چی شد که این شد؟

چند روز پیش رفته بودم موهامو کوتاه کنم که دیدم یارو سلمونیه تو سلمونیش، سریال «دندون‌طلا» از داود میرباقری رو گذاشته بود. من که عینک مبارک رو روی میز گذاشته بودم و فقط صدای سریال رو می‌شنیدم،‌ پرسیدم «این چیه؟!» گفت «یه فیلمه از بچه‌ها گرفتم ریختم رو فلش. مجوز بهش ندادن زیرزمینی پخش شده!!» من که می‌دونستم این فیلم مجوز داره، حدس زدم ملّت دوباره استارت یه حماسه‌ی جدید رو زدن. گفتم آقا این حرفا نیست و مردم خودشون دست به دست می‌کنن و بعد می‌گن مجوز نداشته و اگه مجوز نداشت پس دست من و تو چکار می‌کنه و اصلاً کار درستی نیس دست‌رنج یکی دیگه رو مفتی تو دست هم‌دیگه بچرخونیم و …

خلاصه، شبش به این فکر افتادم بگردم ببینم راهی هست که بشه با هزینه‌ی کمتر، فیلما و کلاً چیزای فرهنگی رو نگاه کرد یا نه. به یه چیزایی رسیدم…

نتایج جست‌وجو

چند تا چیز باعث می‌شه مردم DVD قانونی رو نخرن و به‌جاش دی‌وی‌دی کپی رو بگیرن یا از تو اینترنت مفتی دانلود کنن. یکیش قیمت بالای خرید دی‌وی‌دیه؛ طوری که اگه مثلاً بخواید ۱۰ تا فیلم رو بخرید باید ۴۰ هزار تومان پرداخت کنید! یکیش اینه که دیگه ملت حوصله نمی‌کنن برن ویدئو کلوپ و این‌جورجاها و دوس دارن تا یه فیلم و موزیکی میاد سریع بهش برسن. برای حل این دو مشکل، می‌شه از سایت‌های پخش آنلاین مثل:

http://filmnet.ir

http://www.namava.ir

http://www.filimo.com

http://cinemamarket.ir

استفاده کرد که من خودم filimo.com رو تست کردم. از طریق این سایت من تونستم کلی فیلم رو رایگان ببینم؛ حالا چطوری؟!

رایگان، قانونی، چطور؟!

سایت فیلیمو برای تماشای آنلاین فیلم‌ها و سریال‌ها و مستندها ساخته شده. اما برای دیدن فیلما باید حق اشتراکش رو پرداخت کنی. البته یه اشتراک ۳ روزه‌ی رایگان هم داره که تو سه روز می‌تونی کلّی فیلم رو بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای تماشا کنی. خب، چند تا توضیح درباره ابهام‌های احتمالی:

  • واضحه که برای دیدن فیلم‌ها از طریق اینترنت نیاز به اینترنت پرسرعت داری.
  • با اشتراک رایگان، تو ۳ روز میشه همه‌ی فیلم‌ها رو مفتی نگاه کرد.
  • بدون نیاز به خرید اشتراک، از ساعت ۱۲ شب تا ۶ صبح همه‌ی فیلم‌ها رو می‌شه رایگان دید.
  • امکان دانلود فیلم‌ها نیست و فقط می‌شه به صورت آنلاین فیلم رو نگاه کرد. خب ممکنه بگید این که فایده‌ای نداره! بذارید یه مثالی بزنم. شما وقتی بری سینما آیا بعدش نسخه‌ای از فیلم رو بهت می‌دن که با خودت ببری؟ رفتن به سینما چقدر خرج داره؟ (دو نفر با خرج بلیط و رفت و آمد و پاپ‌کورن و مخلفات، حداقل ۳۰-۴۰ هزار تومان خرجش می‌شه. ۳۰ هزار تومان برای یک فیلم! خب به جاش بشین خونه، هر روز یه فیلم ببین، ماهی فقط ۱۰ هزار تومان برای خرید اشتراک پرداخت کن! واقعاً می‌صرفه.
  • امکان دانلود هست! اما بشرطها و شروطها. باید اپلیکیشن موبایل فیلیمو رو نصب کنی. با این کار می‌تونی تو موبایلت فیلم رو دانلود کنی. (این کار از طریق کامپیوتر یا لپ‌تاپ ممکن نیست.) بعد که دانلود کردی هر وقت -حتی وقتی اینترنت نداشته باشی- می‌تونی از طریق گوشی، فیلم رو ببینی.
  • فیلمی که تو گوشی دانلود می‌شه به صورتیه که فقط از طریق اپلیکیشن فیلیمو پخش می‌شه؛ مثلاً اگه کپیش کنی رو لپ‌تاپ با هیچ پخش‌کننده‌ای فایلش رو نمی‌خونه!
  • بازم ممکنه بگید دیدن فیلم تو گوشی که لطفی نداره. من این مشکل رو هم حل کردم. گوشی من سامسونگه؛ تلویزیونمم سامسونگه. تلویزیون‌های سامسونگ جدید این امکان رو دارن که از طریق قابلیت Screen Mirroring یا Smart View بتونن به گوشی سامسونگ وصل بشن. من گوشیم رو به تلویزیون وصل می‌کنم، بعد هر چی که رو صفحه‌ی گوشی نشون بده عیناً روی تلویزیون هم نشون می‌ده. به همین راحتی فیلم دانلود شده تو گوشی رو روی صفحه‌ی بزرگ تلویزیون می‌بینم.
  • ممکنه بتونید برای گوشی‌ها و تلویزیون‌های برندهای دیگه، اپلیکیشن‌هایی پیدا کنید که بتونن این اتصال رو برقرار کنن. من فقط از گوشی و تلویزیون سامسونگ خبر دارم.
  • ضمناً برای تلویزیون‌های LG اپلیکیشن فیلیمو ساخته شده. قول دادن برای سامسونگ هم این کار رو بکنن. یعنی اگه تلویزیون LG یا Samsung داشته باشی و بتونه به اینترنت وصل بشه، می‌تونی از طریق اپلیکیشن فیلیمو مستقیماً تو خود تلویزیون فیلم رو تماشا کنی. (البته امکان دانلود نداره؛ همون‌طور که گفتم امکان دانلود فقط روی اپ موبایل فعاله.)
  • اما هنوز یه مسئله‌ی اصلی باقی مونده. حجم اینترنت! درسته که حق اشتراک ماهانه‌ی فیلیمو خیلی کمه ولی حجم اینترنت رو چکار کنیم؟ خب اینم راه داره. اگه کاربر اینترنت آسیاتک یا شاتل باشید، تا آخر این ماه می‌تونید کاملاً رایگان از فیلیمو استفاده کنید. یعنی هرچقدر فیلم از فیلیمو ببینید یا دانلود کنید حتی ۱ کیلو بایت از حجم اینترنتتون کم نمی‌شه.
  • با همه‌ی این توضیحات کاری که من کردم این بود: اشتراک یک ماهه‌ی فیلیمو رو خریدم. تمام فیلم‌ها و مستندها و سریال‌هایی که از نظرم جالب بود رو از فیلیمو روی گوشیم دانلود کردم. (۱۰۰ تا فیلم) چون آسیاتک داشتم، ۱ ریال هم پول اینترنت ندادم!! برای این‌که حافظه‌ی گوشیم پُر نشه، فیلم‌ها رو بدون تغییر اسم روی لپ‌تاپ منتقل کردم. هر وقت بخوام فیلمی رو ببینم فایلش رو دوباره می‌ریزم روی گوشی، می‌رم توی اپلیکیشن فیلیمو و بعد فیلم رو از طریق قابلیت Smart View محصولات سامسونگ می‌اندازم روی صفحه‌ی تلویزیون و نگاش می‌کنم.
  • حواستون باشه فیلمی که تو گوشی دانلود کردید، می‌ره تو قسمت گالری. به هیچ وقت اسم فایلش رو عوض نکنید. چون دیگه فیلیمو نمی‌تونه پخشش کنه.
  • تجربه بهم ثابت کرده که هر امکان جالبی که پیش رومه رو باید سریع بقاپمش؛ چون ممکنه فردا دیگه این فرصت وجود نداشته باشه. پس پیشنهاد می‌کنم اگه شما هم شرایط بالا رو دارید و البته براتون مهمه که فیلم‌ها رو قانونی ببینید، همین الآن از این امکان استفاده کنید. چون فردا ممکنه شرایط عوض بشه.
  • من قصدم از معرفی سایت فیلیمو یا آوردن اسم آسیاتک و شاتل یا گوشی و تلویزیون سامسونگ، این بود که شما رو با راهی که خودم تجربه کردم، آشنا کنم. با استفاده از این تجربه، شما هم احتمالاً می‌تونید با کمترین هزینه، به صورت قانونی به کلی فیلم و سریال و مستند دسترسی پیدا کنید. یه وقت این تصوّر پیش نیاد که تبلیغ جایی رو کردم یا از معرفی اونا چیزی گیر من می‌آد.

یه پیشنهاد

اصلاً من یه پیشنهاد دارم؛ خیلی‌ها تو این سال‌ها دانلود غیرمجاز کردن یا سی‌دی‌های کپی خریدن و به اقتصاد هنر ممکلت ضربه زدن. حالا به فرض عذاب وجدان گرفتن و می‌خوان جبران کنن؛ چه باید کرد؟! به نظرم وزارت ارشاد باید یه سایت پرداخت آنلاین درست کنه که اسم همه‌ی محصولات فرهنگی و هنری توی ۲۰ سال اخیر، با قیمت توش درج بشه؛‌ بعد طرف مثلاً یه آلبوم موسیقی رو دانلود غیرقانونی کرده؛ می‌ره تو سایت، آلبوم رو انتخاب می‌کنه وجهش رو پرداخت می‌کنه و بعد این سایت وجه رو به تهیه‌کننده‌ی اون آلبوم برمی‌گردونه.

نمی‌شه اینجوری؟! یه سایت فقط برای پرداخت وجه؛ نه برای دانلود یا دسترسی به محصولات. فقط واسه این‌که کسایی که دانلود یا کپی غیرمجاز کردن بیان و یه پولی بریزن.

پ.ن:

آسیاتک این دفعه با فیلم‌نت Filmnet.ir همکاری کرده؛ یعنی تا ۷ بهمن هر چی فیلم از این سایت نگاه کنی، ترافیکت کم نمی‌شه؛ اومدم این رو هم تست کردم. مزیتش نسبت به filimo.com اینه که می‌شه فیلم‌ها رو دانلود کرد؛ طوری که تو همه‌ی دستگاه‌ها قابل پخش باشه؛ اما کیفیت تصویر بیش‌تر فیلما رو یه کم پایین آوردن. در حد خوب یا متوسط رو به خوب؛ نه عالی!

برچسب‌ها: روش نگاه کردن فیلم‌های سینمایی ایرانی به صورت قانونی، چطور فیلم های جدید را به صورت رایگان و قانونی تماشا کنیم، دانلود رایگاه سریال دندون طلا، معرفی سایت فیلیمو، دانلود مستند در cinemamarket، دانلود رایگان سریال ساخت ایران، دانلود بادیگارد، مشاهده سریال های نمایش خانگی به صورت قانونی، دانلود رایگان فیلم بدون کم شدن حجم اینترنت، تماشای سینمای ایران و جهان در ویدئوکلوپ‌های آنلاین، نحوه تماشای آنلاین فیلم و سریال به صورت قانونی و رایگان، سایتی برای دانلود قانونی فیلم ها، نگاه کردن فیلم های جدید با رعایت حق کپی رایت، ترفندی برای تماشای رایگان فیلم ها و مستندهای روز

دسته‌ها
سیاسی سینما تی وی

Telegram فارسی نداره، BBC چینی و هندی!

من حوصله‌ی تلگرام رو تو گوشیم ندارم! تو هیچ گروهی عضو نیستم؛ چون وقت تلف کردن به تمام معناس، با هیشکی هم چت نمی‌کنم؛ استفاده‌ی من از تلگرام فقط عضو شدن تو کانال‌های به درد‌بخوره. البته خیلی از پست‌های کانالا رو معمولاً نمی‌رسم باز کنم. به همین خاطر امروز کلّاً تلگرام رو از گوشیم حذف کردم و فقط با لپ‌تاپ -اونم روزی یک ربع تا نیم ساعت- باش کار می‌کنم.

اما قبل حذف کردن، وقتی رفتم تو قسمت تنظیمات که Log Out کنم، با صحنه‌ی زیر مواجه شدم:

چرا تلگرام فارسی نداره؟قبلاً شنیده بودم نصف کاربرای تلگرام ایرانی‌ها هستن؛ اما اصلاً به این فکر نکرده بودم با این همه کاربر، چطور تلگرام به خودش زحمت نداده به احترام این همه ایرانی، زبان فارسی رو به نرم افزارش اضافه کنه؟!

الآن یکی دو سالی هست که ایرانیا به تلگرام هجوم آوردن، ولی عربی و هلندی تو تلگرام هست؛ فارسی نیس!! یعنی انقدر که ما تلگرام رو تحویل گرفتیم، اون ما رو تحویل نگرفت!

ضمناً این تلگرام فارسی که بعضیا دارن، نسخه‌ی اصلی نیست؛ این رو خود ایرانیا دست‌کاری کردن.

عکس زیر (سایت الکسا) نشون می‌ده که بیش‌ترین کاربرای تلگرام، از ایران به این نرم‌افزار پیام‌رسان مراجعه می‌کنن:

چرا پیام رسان تلگرام فارسی نیست؟

یاد دو تا چیز افتادم:

اول: داستان کلی ما ایرانیا که یه آدمایی رو برای خودمون بزرگ می‌کنیم و اصلاً به این فکر نمی‌کنیم که اون طرف اصلاً ما رو آدم حساب می‌کنه یا نه؟! مثالش، خیلی از بازیگرا و ورزشکارای ایرانی و خارجیه؛ خصوصاً خارجیا. اینجا سر این‌که رونالدو بهتره یا مسی، همدیگه رو لت و پار می‌کنن اون‌وقت اصلاً معلوم نیس مسی و رونالدو در سال حتی یک ثانیه به کشوری به اسم ایران فکر می‌کنن یا نه! یا مثلاً پائولو مالدینی که همراه پیشکسوتای میلان اومد ایران، بیرون اتوبوس مردم داشتن ذوق مرگ می‌شدن؛ اون اصلاً نگاه هم به اینا نمی‌کرد. شبشم اصلاً حاضر نشد حتی به عنوان مهمون تلفنی تو برنامه‌ی نود صحبت کنه.

دوم: این‌که معمولاً چیزهای به‌دردبخور، فارسیش گیر نمی‌آد؛ اما از اون‌طرف چیزای غیرضروری تا دلت بخواد فارسیش هست. مثلاً ماشین‌های لوکس میلیاردی خیلی راحت می‌تونه بیاد و کسی (نه خودمون، نه اونا) ما رو تحریم نمی‌کنه که نباید اینا بیاد تو ایران؛ اما وقتی قرار باشه هواپیمای نو خریداری بشه، هزار جور گیر و گرفتاری و قرارداد و فسخ قرارداد و نقض قرارداد و… پیش می‌آد و آخرش ما نمی‌فهمیم بالآخره هواپیماهای نو قراره بیاد تو ایران یا نه.

یا مثال دیگه‌ش شبکه‌های ماهواره و این چیزاس. هر جا و مکانی که به آمریکا مربوط می‌شه طبق تحریما نباید به ایران خدمات بده؛ حتی چند وقت پیش سایت تم فارست که یه سایت برای فروش قالب و تم وب‌سایت‌ها بود از دسترس ایرانیا خارج شده؛ یا بعضی از امکانات گوگل برای ایرانیا فعال نیست؛ اما هیچ وقت نمی‌گن فلان شبکه‌ی ماهواره دیگه نباید تو ایران پخش بشه!! اتفاقاً حتی اگه ورود سنگ‌پا هم به ایران تحریم بشه، هیچ وقت ورود امواج شبکه‌ها به ایران تحریم نخواهد شد!! (اما در مقابل ۳-۴ سال پیش شبکه‌های ایران روی هاتبرد قطع شدن و به عبارتی صدا و سیمای ایران تحریم شد.)

envato و themeforest از دسترس کاربرای ایرانی خارج شده.

من یه ساعت سرچ کردم و گشتم ببینم BBC چینی و هندی داریم یا نه؛ چیزی دستگیرم نشد. شما اگه اطلاعاتی دارید واقعاً بگید منم بدونم. تو سایت اصلی BBC به زبان‌های مختلف اخبار درج شده؛ اما من شبکه‌ی تلویزیونی بی‌بی‌سی چینی و هندی ندیدم. یعنی بی‌بی‌سی برای یه کشور ۷۰-۸۰ میلیونی شبکه تأسیس کرده؛ ولی برای ۲ میلیارد نفر نه؟!

جالبش این بود که تو سایت بی‌بی‌سی فارسی، «پخش زنده» داریم و کار هم می‌کنه. یعنی از طریق اینترنت می‌شه شبکه‌ی تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی رو نگاه کرد. اما وقتی سایت اصلی بی‌بی‌سی (انگلیسی) رو باز کردم و روی پخش زنده کلیک کردم پیغام زیر اومد:

پخش نشدن بی بی سی در کشورهای به غیر از بریتانیا

یعنی BBC فارسی کلاً استثناس! چون برای ایرانیا درست شده. کسی تو دنیا نمی‌تونه BBC انگلیسی رو (غیر از خود بریتانیایی‌ها) از طریق اینترنت ببینه، اما برای بی‌بی‌سی فارسی اصلاً این محدودیتا درکار نیست! چون اگه محدودیت بذارن، خیلیا تو ایران نمی‌تونن بی‌بی‌سی رو از طریق اینترنت ببینن! یعنی بی‌بی‌سی تحت هیچ شرایطی نباید برای ایرانیا تحریم بشه!

راستی به نظرم حجم ترافیک و مبادلات اطلاعات تلگرام، روزانه چندین میلیون ترابایته. همچین حجم ترافیکی، در ماه هزینه‌های چند صد میلیاردی داره. تلگرام که تبلیغاتی رو جذب نمی‌کنه؛ پس پول این همه هزینه رو از کجا می‌آره!؟ هر روز هم که داره حجم کارش بیش‌تر می‌شه…

بعضیا می‌گن به خاطر تحریم یا کپی‌رایته که نرم‌افزارهای فارسی نداریم. اما تحریم که ۳-۴ ساله جدی شده؛ قبلاً که به این شدت نبود چرا نرم‌افزارها، منوی فارسی نداشتن؟! سؤال من در مورد تحریم این بود که چرا اون چیزایی که به درد می‌خورن (حتی در بعضی موارد دارو!) تحریم می‌شن؛ ولی برعکسش نیس؟ در مورد کپی‌رایت هم تلگرام وقتی رایگانه، براش چه فرقی می‌کنه تو ایران کپی‌رایت باشه یا نباشه؟!

چرا یک بام و دو هواس؟ چرا اون جایی که قراره ذهنمون رو به سمت خودشون ببرن، همه‌ی محدودیتا رو برای زبان فارسی برمی‌دارن؛ اما جایی که قراره یه کاربری عمومی و مفید باشه؛ یادشون می ره که زبان فارسی هم هست! اصلاً ایرانی هم وجود داره!!

جایی که به نفع اوناس؛ ما تحریم نمی‌شیم؛ حتی اگه به خاطر این، بخوان از قوانین خودشون عبور کنن؛ اما جاهایی که به نفع ماس ما باید تحریم بشیم!

خلاصه:

– کشور ایران تو کره‌ی زمین اصلاً دیده نمی‌شه و خیلی از مردم دنیا، ایران رو با عراق اشتباه می‌گیرن و فکر می‌کنن اینجا همون کشوریه که هر روز توش بمب می‌ندازن!

– شرکت‌ها و موسسات و کمپانی‌ها هم ایران رو حساب نمی‌کنن. نمونه‌ش تلگرام با این‌که می‌دونه نصف بیش‌تر کاربراش ایرانی هستن؛ به خودش زحمت نمی‌ده یه ساعت وقت بذاره به احترام این همه کاربر، یه منوی فارسی ساده به اپش اضافه کنه.

– اما بعضی وقتا ایران مهم می‌شه و اون وقتیه که قرار باشه یه منفعتی از این گربه به بقیه‌ی کشورها برسه.

– ایران (یعنی کشوری که هیشکی آدم حسابش نمی‌کنه) گاهی اوقات انقدر مهم می‌شه که به کشور یک میلیارد و نیمی چین ترجیح داده می‌شه! برای این کشور کوچیک، شبکه‌ی خبری فارسی اختصاصی می‌زنن تا ذهن مردمش رو شست‌وشو بدن و توهم توطئه رو از اونا بگیرن و به جاش «توهم عدم توطئه» رو تو ذهن اونا فرو کنن…

دسته‌ها
سیاسی سینما تی وی

پیش‌بینی درباره فیلم‌های سینمایی جنگ با داعش

فیلم های سینمایی ایران و عراق و جنگ با داعش

۲۰ سال بعد از جنگ ایران و عراق، فیلما رفت سمت این‌که چرا اصلاً جنگیدیم و مردم با مردم که مشکل نداشتن و ما قبل جنگ، با عراقیا فالوده می‌خوردیم و …

الآن طوری شده اگه کسی بخواد فیلم جنگی ایران و عراق بسازه و تو فیلم یکی اسلحه بگیره سمت طرف مقابل و شلیک کنه، همه یه‌جوری نگاه می‌کنن! انگار خبطی کرده! یعنی کلّا یادمون رفته اون موقع شرایط چی بود و جنگ یعنی چی و…

احتمالاً چند سال دیگه هم وقتی بخوان از جنگ با داعش فیلم بسازن، یه شیعه و یه داعشی رو نشون می‌دن که می‌خوان همو بکشن؛ ولی یه دفه از هم خوششون می‌آد و با هم دوست می‌شن و برای هم جوک تعریف می‌کنن و یه‌هو می‌گن إإإ أأأ آآآ ما چقدر همفکر بودیم و نمی‌دونستیم!!

برچسب‌ها: فیلم سینمایی جنگ ایران با داعش، روند فیلم های جنگی، روند فیلم‌های دفاع مقدسی در دهه های بعد از جنگ، پیش بینی جنگ های ایران و داعش در سینما

دسته‌ها
دیدنی - خوندنی سینما تی وی

شباهت عجیب یک مانکن به «مهتاب کرامتی»

مهتاب کرامتی واقعی:

عکس مهتاب کرامتی و یک مانکن
مهتاب کرامتی شبیه یک مانکن

و حالا چند عکس از یه مانکن که تو بازار گرفتم؛ همون لحظه حس کردم خیلی شبیه مهتاب کرامتیه:

تشبیه مهتاب کرامتی بازیگر سینما به یک مانکن مغازهمجسمه مهتاب کرامتی در بازار نجف آباد اصفهانمهتاب کرامتی در نقش یک مانکن

 

برچسب‌ها: شباهت ستاره‌ها و افراد مشهور با اشخاص معمولی، شباهت مهتاب کرامتی و یک عروسک، مجسمه مهتاب کرامتی، مانکن فروشگاه شبیه مهتاب کرامتی بازیگر

دسته‌ها
سینما تی وی

نیاز به دیدن شبکه العالم ضروری تر از دیدن شبکه نسیم!

اردیبهشت امسال شبکه‌ی نسیم که به شکل آزمایشی پخش می‌شد، به صورت رسمی و سراسری افتتاح شد. اون زمان با این که می‌دونستم فرستنده‌ی سوم فقط تو تهران راه اندازی شده و شبکه‌ی نسیم کماکان قراره فقط تو تهران پخش بشه، فکر می‌کردم با افتتاح رسمی و سراسری، لابد یه امکانی فراهم شده که این شبکه تو سراسر کشور قابل دریافت باشه.

اما یکی دو روز که گذشت دیدم نه خبری نیس. تازه دوزاریم افتاد که این از اون افتتاح‌های معروفه که مسئولا موقع نزدیک شدن به آخر دوره‌شون انجام می‌دن. مث افتتاح ورزشگاه نقش جهان به دست محمود عباسی تو تابستون پارسال، در حالی که هنوز که هنوزه این ورزشگاه آماده نشده! مث تلاش احمدی‌نژاد برای باز کردن خانه‌ی سینما اونم دو سه ماه مونده به آخر دولت برای این‌که بعدها نگن این خونه تو دوره‌ی ایشون بسته شد و بسته موند، مث برگردوندن مهران مدیری و رضا رشیدپور به تلویزیون به دست همین آقای ضرغامی…

خلاصه اردیبهشت که هیچ، الآن که آبانه و ماه آخر فعالیت آقای ضرغامیه، تو خیلی از شهرهای کشور این شبکه قابل دریافت نیس. خب مشکلی نیس، ما می‌دونیم که خریدن فرستنده‌ی سوم واسه صدا و سیما هزینه داره و الآنم وضع بودجه‌ی این سازمان خیلی روبه‌راه نیس؛ ولی سؤال اینه که چرا با وجود این‌که می‌دونستن حالا حالاها قرار نیس شبکه‌های جدید (کانال ۲۱ به بعد) برای اکثر مردم دیدنی باشه؛ چرا انقدر روی افتتاح شبکه‌ی نسیم، شو و نمایش داده شد و سؤال دوم این‌که وقتی دو کانال سیستم دیجیتال با دو شبکه‌ی خیلی کم بیننده (پرس تی‌وی و العالم) پر شده، چه اصراریه که کماکان این شبکه‌ها پخش بشن؟ یعنی نمی‌شه موقتاً جای این دو تا شبکه رو داد به شبکه‌های پربیننده‌تر؟! دلیلش چیه واقعا؟!

من سؤال دوم رو قبلاً (چند ماه پیش) از سایت روابط عمومی صدا و سیما پرسیدم. جوابی که اونا دادن بعد از چند ماه هنوز اینه: «پرسش شما در حال بررسی می‌باشد.» مطلع باشید این جواب برای سؤالاتی داده می‌شه که جواب نداره! یعنی به هر کی بخوان بگن خاموش! ساکت ابوا! این جواب رو می‌دن و تو لیست سؤالات اون سایت هم قابل دیدن نیس. فقط من که کد پیگیریش رو دارم می تونم سؤالم رو ببینم.

یه بار سؤال پرسیدم:

tv-nasim-pr-irib2یه بارم سر به سرشون گذاشتم:

tv-nasim-pr-iribولی تو هر دو حالت، جواب یکی بود!

دسته‌ها
سینما تی وی ورجه وورجه

فردوسی‌پور: من فکر نمی‌کردم کار به این‌جا بکشه!

adel-ferdowsipour

همون‌طور که می‌دونید یک هفته از بازی‌های لیگ برتر و یک سری از بازی‌های جام حذفی، بدون حضور دوربین‌های صدا و سیما برگزار شد. سر همون داستان حق پخش و این‌که فدراسیون فوتبال می‌گه پولی که صدا و سیما می‌ده کمه و تا بیش‌ترش نکنه نمی‌ذاریم بازی‌ها پخش بشه.

این حرفا یکی دو ماه تو فضای روزنامه‌ها و سایتا در مورد حق پخش زده می‌شد؛ ولی تو برنامه‌ی نود حتی یک کلمه از این بحث چیزی گفته نشد. تا این‌که دیشب چون عملاً تصویری برای نشون دادن تو برنامه‌ وجود نداشت، فردوسی‌پور مجبور شد بحث حق پخش رو تو برنامه‌ش مطرح کنه.

تو این مدت خیلیا انتقاد می‌کردن که عادل این‌جا عدالت رو رعایت نکرد و چون بحث به سازمانی که توش کار می‌کرد، مربوط می‌شد؛ انتقادات رو مطرح نکرد. اما دیشب جواب جالبی از فردوسی‌پور شنیدیم: «ما فکر نمی‌کردیم کار به این‌جا بکشه و تا این حد کار گره بخوره. واسه همین، بحث حق پخش رو مطرح نکردیم و امیدوار بودیم خودش حل بشه. ما قبلاً تو دو مقطع در این باره حرف زدیم: یکی سال ۸۰! و یکی سال ۹۱»

خودبه‌خود یاد حرف «بی‌بی‌سی فارسی» افتادم. وقتی یکی دو سال پیش، دم به دقیقه درباره‌ی سوریه حرف می‌زد و حتی خبرایی که در حد شایعه بود رو بارها و بارها تکرار می‌کرد و آخرش با گفتن این‌که این خبر به تأیید منابع رسمی نرسیده، شایعه‌پراکنی خودش رو توجیه می‌کرد. اون زمان انتقادها از بی‌بی‌سی این بود که چرا تا این اندازه درباره‌ی سوریه حرف می‌زنه ولی در مورد قیام شیعه‌ها تو بحرین و کشته شدن‌شون حرفی نمی‌زنه. جوابی که اونا اون موقع دادن خیلی جالب بود: «بعضی چیزا رو ما خودمون می‌دونیم و نیازی نیس زیاد درباره‌ش حرف زده بشه!» واقعاً این حرف رو زدن. فیلمش هم موجوده. یه سرچکی کنید پیدا می‌کنید.

خیلی جالبه! چه‌طور ما در مورد بحرین می‌دونیم؛ پس لازم نیس ازش حرف بزنیم. اما درباره‌ی سوریه نمی‌دونیم و مدام باید ازش حرف زد؟!

فردوسی‌پور هم یه چنین توجیهی کرد! چه‌طور هر جا، تو هر شهری، هر اتفاقی می‌افته باید تو برنامه‌ی نود گفته بشه و با گفتن واقعیت‌ها جلوی پلشتی‌ها گرفته بشه، اما در مورد حق پخش تلویزیونی، نیازی نیس حرفی زد و باید امیدوار موند که خودش حل بشه؟! اجازه می‌دید قانع نشیم آقای فردوسی‌پور؟!

جالبه که نظرسنجی دیشب هیچ ربطی به موضوع بحث نداشت و یه سؤال کاملاً به درد نخور بود. حالا این‌که تو ایران طرفدارای بارسلون و استقلال بیشترن یا رئال و پرسپولیس و بالعکس، چه فایده‌ای له حال ما داره؟! واقعیت اینه که عادل چون می‌دونست اگه راجع به حق پخش نظرسنجی بذاره، مردم حق رو به فدراسیون می‌دن، به خاطر همین یه سؤال کاملاً بی‌ربط رو به نظرسنجی گذاشت.

haghe-pakhshvarzesh3-haghe-pakhshهر وقت کسی همچین توجیهاتی رو جلوی عادل بکنه، اون می‌گه «آخه چرا راستش رو به مردم نمی‌گید؟! این حق مردمه! خب بابا راست به مردم بگید.» حالا باید از خودش پرسید «چرا به مردم راستش رو نمی‌گی؟!»

یه عادت دیگه‌ی فردوسی‌پور اینه که احتمالات خودش رو به عنوان حکم قطعی مطرح می‌کنه. مثلاً وقتی فلان تیم، فلان حرف رو در مورد مربیش می‌زد، عادل می‌گفت «شما می‌خواید مربی‌تون رو اخراج کنید، ولی دوس دارید خودش استعفا بده که نخواید جریمه بدید.» یعنی یه احتمال رو به عنوان واقعیت حتمی و قطعی می‌گفت. جوری که یعنی همین حرف که من می‌گم درسته و غیر از این نیس. پس منم به همین شیوه، (تبدیل احتمال به حکم قطعی) به فردوسی‌پور می‌گم مدیرای رده بالای صدا و سیما، اجازه ندادن در مورد حق پخش حرف بزنید، واسه همین چیزی نگفتید. الآنم دیگه مجبور شدید که بحثش رو پیش کشیدید. آخه چرا راستش رو به مردم نمی‌گی؟! ها؟! بگو که مدیرای بالا سرت منعت کردن. این که فکر نمی‌کردم کار به این‌جا بکشه یعنی چی!!

برای این‌که از صدا و سیما انتقادی نشه هم، ضرغامی سریع دیروز قبل از برنامه‌ی نود گفتگو گذاشت تا حرفا همون جا زده بشه و تو برنامه‌ی نود چیزی برای انتقاد و به زیر سؤال بردن صدا و سیما نمونه.

یه عادت کلّی تلویزیون اینه که به خودش اجازه می‌ده از هر سازمان و نهاد و ارگانی انتقاد کنه، ولی به محض این‌که از خودش انتقاد می‌شه شروع می‌کنه به توجیه کردن و فرافکنی کردن. سریع توپ رو می‌ندازه تو زمین حریف. مثلاً اگه انتقاد بشه که تلویزیون تو فلان اتفاق خوب عمل نکرد، سریع تو بخش خبری و با حالت سوز و گداز، می‌گن شمایی که انتقاد کردی آیا سازمان خودت رو درست کردی که میای این حرف رو به کارمندان خدوم صدا و سیما می‌زنی؟! در مورد حق پخش هم دقیقاً این اتفاق افتاده. اولش که حرفی نمی‌زدن، بعد که بازی‌ها پخش نشد، زود افتادن به جنب و جوش و این حرف رو انداختن تو دهنا که کفاشیان ناکامی زیاد آورده و با پیش کشیدن بحث حق پخش می‌خواد ذهن مردم رو منحرف کنه! آقا جواب انتقادات رو بده، چرا فرافکنی می‌کنی؟!

فردوسی‌پور با وجود این‌که بعضی وقتا تو خود برنامه‌ش با تلویزیون در افتاده و حتی چند بار آنتن رو بدون خداحافظی ازش گرفتن، ولی بعضی وقتا به صورت خودجوش با صدا و سیما همکاری سفت و سختی می‌کنه. یادمه چند سال پیش که علی دایی تو پرسپولیس با دست گل زد، خسروی داور بازی تو برنامه‌ی نود گفت: «چرا صدا و سیما اجازه می‌ده گزارشگرش (یوسفی) وسط برنامه‌ی زنده و موقع پخش فوتبال، به راحتی گل علی دایی رو به گل مارادونا به انگلیس (گل با دست) مقایسه کنه و تماشاچی رو تحریک کنه؟!» فردوسی پور همون لحظه دراومد گفت: «شما اجازه ندارید تو مسائل ریز صدا و سیما دخالت کنید و اینا به مسئولای صدا و سیما ربط داره!» مرد حسابی چه‌طور تو اجازه داری تو هر سوراخ سنبه‌ای وارد بشی و از جلسات خصوصی مدیرا هم حرف بکشی و همه جور مسئولی (فوتبالی و غیر  فوتبالی) رو به صلابه بکشی، اما کسی حق نداره در مورد سازمان شما حرف بزنه!؟

فردوسی‌پور همیشه رو به سیاسیون می‌گه: «آقا تورو خدا دست از سر ورزش بردارید و بذارید ورزش رو خود ورزشیا اداره کنن.» اما خودش دست از سیاست برنمی‌داره! بارها تو برنامه‌ش تیکه‌ها و طعنه‌های سیاسی می‌گه، یه بار صریحاً بعد از جزیان عمومی «روحانی مچکریم» تو برنامه گفت کلاً مچکریم و نظر سیاسی‌ش رو مطرح کرد. چند بار تا حالا به نماینده‌ها گیر داده، در مورد سینما و هنر و همه چیز نظر می‌ده، وسط پخش فوتبال از دولت (احمد‌ی نژاد) و تعداد تعطیلی‌های زیاد انتقاد می‌کنه، اما می‌گه سیاسیون به ورزش کار نداشته باشن!

adel-ferdosipourالآن چی می‌خوام بگم؟ من برنامه‌ی عادل رو دوس دارم (هر چند، چند ماهیه جذابیتش برام خیلی کم شده) و خود فردوسی‌پور رو هم آدم جالبی می‌دونم. خصوصیت مثبتش اینه که به تیما و آدما به یه چشم نگاه می‌کنه و دوست و رفیق و این چیزا سرش نمی‌شه. اگه دوست صمیمیش هم یه وقت مسئول جایی بشه، صریح ازش انتقاد می‌کنه. واقعاً کمتر کسی پیدا می‌شه که این ویژگی رو داشته باشه. من خودم شاید واقعاً نتونم این طوری به آدما نگاه کنم. اما فردوسی‌پور اشکالاتی هم داره و خلاصه در حد بت و اسطوره نیس. اونم گاهی وقتا از مغالطه استفاده می‌کنه. بعضی وقتا هم سعی می‌کنه به ذهن مردم جهت بده. اگه آرشیو برنامه‌ی نود رو بهم بدن، می‌تونم یه مستند از مغالطه‌هایی که فردوسی‌پور تو برنامه‌هاش کرده، بسازم! البته هدفش خیر و مثبته، اما بعضی وقتا از روشای درستی استفاده نمی‌کنه. مثلاُ خودش بارها تو برنامه از فدراسیون کفاشیان انتقاد می‌کرد، تا جایی که ذهن مردم نسبت به کفاشیان منفی شد. یه بار که می‌خواستن از طرف دولت، کفاشیان رو بردارن و اگه این اتفاق می‌افتاد فیفا فوتبال ایران رو تعلیق می‌کرد، نظرسنجی گذاشت که آیا با توجه به خطر تعلیق فوتبال ایران، موافق ادامه کار کفاشیان هستید؟! هدفش این بود که مردم بگن آره، چون اگه کار کفاشیان ادامه پیدا کنه و از طرف دولت برش ندارن، خطری فوتبال ایران رو تهدید نمی‌کنه. اما به خاطر ذهنیتی که خود فردوسی پور از کفاشیان تو ذهن مردم ساخته بود، ملت شروع کرده بودن به نظر منفی دادن. یه ربع،‌ بیست دقیقه که از برنامه گذشت دیدیم فردوسی‌پور مشوش، چند بار اومد توضیح داد که جریان چیه و برای چی این نظرسنجی رو گذاشته. نتیجه‌ی آمار رو اصلاً نشون نداد؛ ولی معلوم بود که نتیجه‌ی نظرسنجی حسابی به ضرر هدف اولیه‌ش داره پیش می‌رده. هی چند دقیقه یه بار می‌گفت، مردم می‌پرسن ما متوجه نظرسنجی نمی‌شیم و بذارید توضیح بدم… درصورتی که کسی این حرف رو نزده بود. اون به این بهونه می‌خواست نظر مردم رو عوض کنه تا جایی که یه بار عصبی شد گفت آقا اگه می‌خواید فدراسیون فوتبال از طرف فیفا تعلیق بشه، به عزل کفاشیان رأی بدید. بعد از این حرف بود که مردم تازه فهمیدن منظور فردوسی‌پور این‌جا موافقت با ادامه‌ی کار کفاشیانه؛ به همین خاطر بله زدن و رأی برگشت. حالا دیگه با افتخار نظرسنجی رو نشون داد و می‌گفت بله مردم مخالفند با این‌که کفاشیان به این شکل برکنار بشه! آخه آدم میاد تو برنامه می‌گه به این رأی بدید و به اون رأی ندید؟! این کار درستیه؟!

همه‌ی اینا رو گفتم که به این‌ برسم که به نظر من هیچ آدمی (نه فردوسی‌پور، نه ضرغامی و نه هیچ کس دیگه؛ حتی کسایی که جریان‌های سیاسی برای آزادی راه انداختن) تو کره‌ی زمین پیدا نمی‌شه که به آزادی بیان اعتقادی داشته باشه. هر کسی رو که من دیدم ادعای آزادی بیان داره، منظورش این بوده که باید آزادی وجود داشته باشه که من بتونم رقیبم رو بکوبم، اما وقتی خودش تو مسئولیتی قرار می‌گیره، اجازه نمی‌ده طرف مقابلش حرف بزنه! این‌که راستش رو به مردم بگید و مردم حق دارن از همه چیز خبر داشته باشن و قضاوت با مردمه و … اینا واقعاً در حد شعاره. من که باور نمی‌کنم کسی پیدا باشه که واقعاً به این حرفا اعتقادی داشته باشه. امتحانش هم کاملاً مجانیه. هر کسی که فکر می‌کنه آدمی رو می‌شناسه که به آزادی بیان اعتقاد داره بگه، من یه متن انتقادآمیز براش می‌نویسم و می‌فرستم براش. به نظرتون این متن رو تو سایتش منتشر می‌کنه؟! معلومه که نه! پس هر کی می‌گه باید آزادی وجود داشته باشه، منظورش اینه: آزادی بیان یعنی آزادی در انتقاد از طرف مقابل، نه آزادی در انتقاد از من!

البته به نظر من آزادی بیان به صورت مطلق خوب نیس، نبایدم باشه؛ ولی از طرفی نمی‌تونه هم باشه! یعنی منظورم این نیس که حالا که روال طوریه که همه از بقیه انتقاد می‌کنن؛ ولی نمی‌ذارن از خودشون انتقاد بشه، کار بدی می‌کنن! نه، ولی می‌گم چرا دیگه ادعاش رو می‌کنید؟! خیلی منطقیه که آدما از مواضع خودشون دفاع می‌کنن و مثلاُ کسی که مسئول جایی می‌شه، دوس داره موقعیتش رو حفظ کنه. مگه مریضه که بذاره بقیه زیر پاش رو بزنن و بندازنش پایین؟! خب حالا که اصلاً نمی‌شه آزادی بیان وجود داشته باشه، پس چرا انقدر ادعاش رو می‌کنیم؟! به قول عادل چرا راستش رو به مردم نمی‌گیم؟! آقا راحت بگیم ما وقتی دست‌مون به جایی بند نباشه، راحت به همه گیر می‌دیم؛ اما اگه خودمون اومدیم سر کار که منطقاً نمی‌تونیم اجازه بدیم شما هر کاری خواستید بکنید و هر حرفی خواستید بزنید. پس انتقاد از دیگران آری، انتقاد از ما خیر! تموم شد و رفت.

تکمیلی: این عادت تو سایت برنامه نود هم دیده می‌شه! قبل از دربی حساس استقلال و پرسپولیس، سایت برنامه نود، اینجا یه فیلم قدیمی از دعوای این دو تیم گذاشته. من دو بار تو قسمت نظرات گفتم آخه این چه وضعشه؟ هدفتون از این‌که قبل از برگزاری شهرآورد فیلم دعوا پخش می‌کنید چیه؟ قبلاً قبل از دربی دو تیم رو می‌بردن شام و مهمونی مشترک می‌دادن، حالا به جایی رسیدیم که قبل این بازی فیلم دعوا نشون می‌دیم! اما اونا نظر من رو منتشر نکردن!

دسته‌ها
سینما تی وی

معراجی‌ها و دیگر هیچ!

بالآخره دیشب سریال «معراجی‌ها» تموم شد. خیلی هم خوب تموم شد. اتفاقات جالبی افتاد. از وقتی مینی بوسه رفت رو مین (من مین رو جمع نمی‌بندم!) حس کردم فیلم یه طوری شد. گریم بازیگرا و خون رو صورت‌شون خیلی تصنعی بود. بعد که مشهدیه و پازوکی و اکبر عبدی اومدن، برام سؤال بود که چرا اینا قیافه‌هاشون هیچ تغییری نکرده.

توضیح: من فیلم سینمایی معراجی‌ها رو ندیدم.

بعد کم کم حس کردم اینا شهید شدن و دانشجوها دارن تو خیال‌شون با اینا حرف می‌زنن. اما وقتی هلی‌کوپتر امداد اومد و دانشجوها رو برد، نفهمیدم چرا مشتی و بی‌بی پیش شهیدا موندن. یعنی اصلاً احتمال نمی‌دادم که ممکنه کشته شده باشن. چون همه‌ش تو ذهنم بود که الآن یه جا یه پلاک از پسرشون پیدا می‌کنن. فکرم اصلاً اون سمت نرفت که ممکنه کشته بشن و تو اون دنیا برن پیش پسرشون. یه جورایی با فهمیدن کشته شدن بی‌بی و مشتی شوکه شدم!

خلاصه جالب تموم شد. این‌که از وقتی مینی بوس رفت رو مین، دیگه بقیه‌ی صحنه‌ها همه تو کما رخ داده و همه یه اتفاق رو بالاتفاق دیدن، شاید بهترین حالت برای اتصال غیرشعاری اون بچه‌ها با داستان جنگ بود. بعد از چند قسمت، اینم حدس زدم که پلاک آخر تیتراژ یه جایی قراره تو سریال آتیش بگیره؛ ولی فکرش رو نمی‌کردم تو اون گودالی باشه که شهیدا رو اون‌جا دسته جمعی آتیش می‌زنن.

meraj

اعتراف من درباره‌ی معراجی‌ها:

من آدم ضدانقلابی نیستم! به جنگ دفاعی هم اعتقاد دارم؛ ولی به خاطر تکرار واقعاً بیش از حد برنامه‌ها و حرفا و خاطره‌های جنگی تو تلویزیون و تو خیابون و تو خیلی جاهای دیگه، خودبه‌خود نسبت به اون‌چیزی که درباره‌ی جنگ می‌شنیدم؛ حالت خنثی پیدا کرده بودم. عین سوسکایی که از بس بهشون حشره‌کش می‌زنی، دچار جهش ژنی می‌شن و نسبت به حشره‌کش حالت دفاعی پیدا می‌کنن و هرچی بهشون بپاشی، هیچ اثری روشون نمی‌ذاره. (جنگ حشره‌کش نیس و منم سوسک نیستم! این یه مثال بود.)

اما معراجی‌ها واقعاً حس من رو تغییر داد. وقتی صحنه‌های ملتهب فیلم (اعتراض دانشجوها) رو می‌دیدم و به هیجان می‌اومدم و این هیجان با جمله‌های گزینش شده‌ی «آنچه در معراجی‌ها خواهید دید» به اوج می‌رسید، همزمان با پخش تیتراژ با شعر اون، ذهنم درگیر می‌شد. این‌که واقعاً یعنی چی «یه پدر بیست و چند سال و چند ماهه چشماشو دوخته به در»، معنی «انتظار تو دل یه مادر بی قرار» چیه؟ اصلاً می‌شه اینا رو درک کرد؟ فرض کنم من جوونی باشم که پدر می‌شم و می‌رم جنگ و بدون این‌که دخترم رو ببینم شهید بشم. حالا بعد این همه سال دخترم بخواد جسد من رو تحویل بگیره و دفن کنه، ولی یه عده جلوش رو بگیرن! چطور می‌شه این چیزا رو فهمید؟!

خلاصه واقعاً تو مدت پخش سریال، ذهنم درگیر شد. البته می‌گم من به این چیزا اعتقاد داشتم؛ ولی تو این یه ماه، فرصت شد که به شکل متمرکز یه بار دیگه بهشون فکر کنم و این بار واقعاً خودم رو تو موقعیتش قرار بدم. تصویری که از جنگ می‌دیدیم خیلی وقتا در حد یه کلیشه باقی مونده بود. حتی بعضی از کارهای قبلی خود ده‌هنمکی هم همین حالت رو داشت. مثلاً اخراجی‌ها ۳ رو که می‌دیدم می‌گفتم یعنی چی باز این‌جا یه شیمیایی رو آورده تو فیلم. اون‌جا اون سرفه‌های جانباز شیمیایی تو فیلم ننشسته بود و بیننده رو از حالت خنثی و انفعال درنمی‌آورد. البته اوایل همین سریال هم همین داستان وجود داشت. یعنی به خاطر تصور قبلی که از این حرفا داشتیم، وقتی مشتی و بی‌بی رو می‌دیدیم که دارن می‌گن و می‌خندن، بعد یدفه بی‌بی یاد پسرش می‌افته و تصویر هم آهسته می‌شه، دقیقاً همون حالتای کلیشه‌ای تو ذهن متبادر می‌شد. ولی استمرار این داستان و حساسیت زدایی که به مرور انجام داد، باعث شد از این کلیشه‌ها عبور کنیم و یه بار از خودمون بپرسیم مگه واقعاً چیز بدیه که انتظار یه مادر رو به تصویر بکشن و ما هم باهاش همراهی کنیم؟

این سریال مصداق بارز «واکسینه کردن» تو زمینه‌های فرهنگی بود. دیگه مشکلی به اسم درگیری با شهدا و چیزی شبیه این، تو کشور پیش نخواهد آمد. حالا مردم واکسنش رو زدن. یه مدت ویروس این مشکل وارد ذهنمون شد، با اعتراض دانشجوها همراه شدیم و بعضی جاها حق رو بهشون دادیم؛ اما بعد فرصت شد حرف طرف مقابل رو هم بشنویم و کاملاً دغدغه‌ی اونا رو لمس کردیم. حالا دیگه پادتن مقابله با این ویروس تو ذهن همه‌ی ما قرار داده شده.

mehrajiha1

سؤالات من از آقای مسعود ده‌نمکی:

۱. چرا عادت استفاده از جوک‌ها و کلمات مبتذل و حتی مستهجن رو ترک نمی‌کنید؟ واقعاً برام سؤاله که چطور تو فیلما انقدر راحت شوخی‌های مبتذل قرار می‌دید. من میونه‌ی خوبی با شوخی‌های جنسی ندارم؛ ولی تو فیلمای شما این شوخیا به کرّات دیده می‌شه. سیما رو پاره کردن و رفتن رو مینا، دباغ کیسه‌کش و خیلی چیزای دیگه واقعاً در حد مستهجن به حساب میان. این‌که آقای دولابی تو جلسات‌شون گاهی اوقات شوخی‌هایی مطرح می‌کردن؛ فکر نمی‌کنم دلیل و حجت شرعی برای استفاده از این نوع جوکا اونم تو فیلم و سریال عمومی باشه.

۲. همون‌طور که می‌دونید دلیل اصلی مخالفت‌ها با شما اتفاقاتیه که تو گذشته براتون افتاده. چرا یک بار برای همیشه به صورت شفاف همه چیز رو در مورد گذشته روشن نمی‌کنید؟ زمان پخش اخراجی‌ها ۱، یه بشری که کارش تصویربرداری بود می‌گفت من اخراجی‌ها رو ندیدم. ازش پرسیدم چرا؟ گفت ده‌نمکی رو اگه بشناسی، یعنی یه حزب‌اللهی رو ضرب‌در ۱۰۰۰ کنی، می‌شه ده‌نمکی! تصویری که مخالفای شما ازتون ارائه می‌کنن، همون چیزیه که شما تو شخصیت‌های «حاجی‌گرینف» و «فرید چاردانگه» به مردم نشون دادید. چرا یه بار برای همیشه با سند و مدرک توضیح نمی‌دید که جریان گذشته از چه قرار بوده؟! اگه شما یه زمانی حاجی گرینف بودید، خیلی راحت می‌تونید با عذرخواهی کار رو تموم کنید و اگر نبودید قشنگ با اسناد و مدارک روشن کنید که تصور معمول از شما اشتباهه. شما هم شدید چیزی شبیه قضیه‌ی هسته‌ای ایران. از دید مخالفا، معلوم نیس شما بمب هسته‌ای ساختید یا نه! و شما هم آنچنان که باید و اندازه‌ای که مورد انتظار مخالفاس و دهن‌شون رو می‌بنده، شفاف سازی نمی‌کنید!

۳. چرا هر کس که از شما انتقاد می‌کنه، همه رو تحت یه دسته «روشنفکرها» یا «شبه روشنفکرها» قرار می‌دید؟ آقا جون ممکنه یکی حتی همفکر شما باشه؛ ولی به شما انتقاد داشته باشه. مثلاً همین قضیه‌ی شوخی‌های مبتذل رو اگه کسی ازتون تو برنامه‌ی زنده بپرسه، بهش می‌گید شما که فلان و بهمان… شما که با مردم همراه نیستید… شما تو نظرسنجی‌هاتون هم رو راست نیستید… تو پارک ملت فلان حرف رو زدید… یعنی منتسبش می‌کنید به یه جریان و بعد همه رو به یه چوب می‌رونید. مثال دیگه در مورد نحوه‌ی فیلم‌سازی شماس. خب شما برای خودتون یه شیوه‌ی خاص دارید. از اول هدف‌تون رو جذب مخاطب می‌ذارید و چون دغدغه دارید؛ پس برای سرگرمی و دل خودتون فیلم نمی‌سازید و دوس دارید فکر و ایده‌هاتون تو جامعه نشر پیدا کنه. بعضیا ممکنه به این شیوه نقد داشته باشن، چون ساده و همه فهم حرف می‌زنید و ممکنه بگن این روش هنری نیس. حالا به خاطر این حرف شما سریع جلوش جبهه می‌گیرید. البته قبول دارم بعضیا به منظور این حرفا رو می‌زنن؛ ولی همه که تو یه دسته قرار نمی‌گیرن. مثلاً منم معتقدم اخراجی‌ها ۳ بیش‌تر یه کلیپ بود تا فیلم سینمایی داستانی. همین‌طوری چند تا صحنه کنار هم ادیت شده بود و قصه‌ی مشخصی نداشت. این انتقاد رو دارم ولی نه سبزی ام، نه روشنفکر، نه اسهال طلب، نه ضدانقلاب و…

۴. روش شما برای پربیننده کردن فیلم و همراهی مردم با اون، «خودزنی برای جذب مخاطب» هست. شما اسم این روش رو «اتوبان دوطرفه، یه طرف حرف مردم و یه طرف حرف شما»، یا «یکی به نعل، یکی به میخ» می‌ذارید. همون روشی که خیلی از فیلم و سریالا و شبکه‌های خارجی تو دنیا دارن استفاده می‌کنن. مثلاً بی‌بی‌سی فارسی دقیقاً از همین روش استفاده می‌کنه. خیلی جاها از خودشون انتقاد می‌کنن و از جمهوری اسلامی تعریف، تا با جلب اعتماد مخاطب، عضله‌ی ذهنش رو شل کنن و بعد در وقت مناسب آمپول‌شون رو تا ته تو ذهن مردم فرو کنن! شاید تو دوره‌ی الآن که مردم در دسترس همه جور فکر و عقیده‌ای هستن چاره‌ای جز استفاده از این روش نباشه، ولی حس می‌کنم بعضی جاها واقعاً زیاده‌روی می‌کنید. یعنی زیادی خودزنی می‌کنید تا جایی که بعضی مفاهیم برای مخاطب جابه جا می‌شه. مثلاً بعد از دیدن فیلم و سریالای شما، شاید مردم کسی رو که دغدغه‌ی حجاب داشته باشه، حاجی گربنف صدا بزنن. کلاً هر چی سخت‌گیری مذهبیه رو گذاشتید تو دهن مذهبی‌نماهای فیلماتون و هرچی تساهل و تسامحه رو دادید به شخصیت‌های مثبت مذهبی. آدم مثبتای فیلماتون کلاً حرفشون اینه که اصل به دله و اصلاً نمی‌بینیم که در مورد نماز و حجاب و احکام دینی حرفی بزنن. هیچ جا هم امر و نهی به کسی نمی‌کنن. ولی مذهبی‌نما ها همه‌ش کارشون اینه که به حریم خصوصی مردم وارد بشن و بخوان به زور نماز خون و مججبه‌شون کنن و… آیا دغدغه‌ی حجاب داشتن کار بدیه؟ یعنی فقط حاجی گرینف‌ها امثال این دغدغه‌ها رو دارن؟!

۵. تو ادامه‌ی سؤال قبل باید بگم حتی نشون می‌دید که یه سری میان در دانشگاه رو به روی شهیدا می‌بندن؛ ولی هیچ برخوردی با اینا نمی‌شه. برای این‌که مخاطب رو از دست ندید سعی می‌کنید بگید اگه تو دانشگاه کسی اعتراضی کنه هیچ مشکلی براش پیش نمیاد. از یه طرف سؤال اینه که یعنی اگه با اینا برخورد بشه کار بدیه؟ از طرف دیگه سؤال اینه که واقعاً با اینا برخورد نمی‌شه؟! دیگه ما که می‌دونیم تک تک حرفا و نوشته‌ها و شب‌نامه‌ها و نشریه‌های دانشجوها بررسی می‌شه و براشون پرونده‌سازی می‌شه و تو بعضی موارد برخوردهای انضباطی سختی هم باشون می‌شه. تو یه سکانس خنده‌دار، چند نفر از طرف بالایی‌ها میان دانشگاه و تو یه جمله‌ی مضحک می‌گن: ما نیومدیم این‌جا کسی رو دستگیر کنیم یا برای کسی دردسر درست کنیم! ما اومدیم که ریشه‌ها رو پیدا کنیم! بابا بی‌خیال…

۶. تو معراجی‌ها، یه نمونه‌ی خوب از بسیجی و یه نمونه‌ی بدش رو می‌دیدیم. اما تو گروه مقابل فقط آدم بداشون رو می‌دیدیم. یعنی تو اونا اصلاً آدم خوب پیدا نمی‌شه؟

۷. چر به بچه‌های «بسیجی» تو سریال گفته می‌شد بچه های «تشکلی»؟! اینم به خاطر از دست ندادن مخاطب بود؟!

۸. قصه‌ی بهاره افشاری و دانیال عبادی کلاً چه ربطی به فیلم داشت؟ انگار همه جا عادت کردید، یه نقبی به موضوع فقر بزنید وگرنه واقعاً اگه قلفتی قصه‌ی این زن و شوهر رو از سریال دربیاریم، هیچ لطمه‌ای به داستان سریال زده نمی‌شه.

۹. سال گذشته تو یکی از بخش‌های خبری تلویزیون، یه گزارشی از ساخت سریال معراجی‌ها پخش شد. اگه اشتباه نکنم اون‌موقع گفته شد سریال قراره تو ۱۳ قسمت ساخته بشه. ولی وقتی پخش شد ۳۰ قسمت بود. وسطای سریال حس می‌کردیم داستان فیلم جلو نمی‌ره و خیلی از دقایق به فلش‌بک خصوصاً ماجرای اعتراض دانشجوها می‌گذشت. منظور این‌که کش داده شده بود. آیا تبدیل ۱۳ به ۳۰ با موضوع کش‌دار شدن سریال ارتباط داره؟

۱۰. بعضی جاها واقعاً گریم سریال مشکل داشت. مثلاً بهاره افشاری دهه‌ی شصت با دهه‌ی نود واقعاً چه فرقی داشت؟! یا شوهرش همین‌طور. یه ذره موهاش سفید نشده! انگار فقط ۵-۶ سال از اون ماجرای جنگ گذشته باشه! زن مشهدیه هم همین‌طور. خود مشهدیه هم جوون نشده و انگار یه مرد ۴۵ ساله رفته زن گرفته!

dehnamaki

اما در مجموع منهای همه‌ی ضعف‌ها و ابهام‌ها، من که واقعاً این سریال رو دوس داشتم و ازش تأثیر گرفتم. از آدمایی هم که سیستم ۴-۴-۲ یعنی «هنر برای ایدئولوژی» نه «هنر برای هنر» دارن، خوشم میاد. این پیشرفت چشمگیر شما تو فیلم‌سازی هم نشونه‌ی همینه که شما برای دغدغه‌هاتون فیلم می‌سازید و مجبورید روز‌به‌روز کارتون رو توسعه بدید تا مخاطب رو از دست ندید. تصویربرداری و تدوین و بازی و قصه و شوخیا و… این سریال واقعا خوب و دوس داشتنی بود. تا باشه از این آدما باشه با این دغدغه‌هاشون…

دسته‌ها
دانشجویی سینما تی وی

معراجی‌ها در دانشگاه اصفهان!

مدفن شهدای گمنام - دانشگاه اصفهان
مدفن شهدای گمنام – دانشگاه اصفهان

گفتم تا سریال معراجی‌ها رو آنتنه، عکسی رو که سال ۸۶ از یادمان شهدای گمنام دانشگاه اصفهان گرفتم، بذارم این‌جا.

البته برای دفن شهدای گمنام تو دانشگاه اصفهان، اون داستان‌ها پیش نیومد. کلاً تو کشور فقط یکی دو دانشگاه (مثلا دانشگاه شریف و امیرکبیر) بودن که جلوی دفن شهدا رو گرفتن، تو بقیه‌ی دانشگاها بدون مشکل و با احترام کار انجام شد.

تو دانشگاه اصفهان جای تقریباً پرتی رو برای این‌کار در نظر گرفتن. البته اون زمان اون‌جا یه جور پاتوق شده بود! به همین خاطر می‌خواستن اون‌جا رو ۱۸۰ درجه تغییر کاربری بدن! ولی در کل جای خوبی نیس و شاید خیلی از دانشجوهای تازه‌وارد اصلاً ندونن چنین جایی تو دانشگاه اصفهان هست.

اونایی که عکاسی خوندن، حالا نگن عکس بالانس نداره و راستش سنگین‌تر از چپشه! عکس رو با موبایل گرفتم و تو آفتاب روز! اصلاً نمی‌دونستم تو کادر چی هست، همین‌جوری گوشی رو گرفتم و دکمه رو چلوندم!